فروشگاه ایرانیکان
برترین های دنیای مجازی
برترین های دنیای مجازی
علمی آموزشی تخصصی بهداشتی اطلاعات عمومی سرگرمی اس ام اس sms تغذیه دعا ذکر

 

سوالات رانندگی+ تصویری

 

تضمین قبولی شما در آزمون راهنمایی و رانندگی

 

 

در زمان و وقت خود صرفه جویی کنید.

 

لینک دانلود

یکشنبه 08 شهریور 1394 :: 15:07 :: نويسنده : iran60


سرور همه دعای عالم دعای الصحیفه


سید ابن طاووس در کتاب شریف و با برکت و عالی قدر جهان اسلام مهج الدعوات می فرماید :

ابن عبّاس رضى اللَّه عنه روايت مى‏كند كه بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله داخل شدم ديدم كه حضرت خندان و بسيار خوشحال هستند. عرض كردم: چه خبر است فداى شما باد پدر و مادرم اى رسول خدا؟ پس فرمودند: يا ابن عبّاس جبرئيل نزد من آمد در حالى كه به دست او صحيفه‏اى بود كه در آن دعائى از جهت كرامت من و از براى امّت من نوشته شده بود. پس جبرئيل گفت كه: يا محمّد اين را بگير و بخوان آنچه را كه در اوست و آن را تعظيم نماى.

 پس بدرستى كه اين گنجى از گنجهاى آخرت است و اين دعائى است كه خداى تعالى به تو و به امّت تو اكرام نموده است. پس گفتم: يا جبرئيل آن كدام است؟ پس جبرئيل كه رحمت خدا بر او و بر همه فرشتگان مقرّب باد گفت كه آن سبحان اللَّه العظيم بحمده است. ابن طاوس گويد كه: مقدّم مى‏دارم اوّلا ذكر ثواب اين دعا را تا سبحان اللَّه العظيم» پس مى‏گويم كه: حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: [اى جبرئيل‏] و چه چيز است ثواب كسى كه اين دعا را بخواند؟ پس جبرئيل گفت: يا محمّد مرا از ثوابى سؤال نموده‏اى كه آن را نمى‏داند مگر خداى تعالى، اگر همه درياها مركب و درختها قلم و فرشتگان آسمانها نويسنده بگردند و ثواب اين را به قدر هزار برابر مدّت بقاء دنيا بنويسند، هر آينه مركّب برطرف مى‏شود و قلمها شكسته مى‏شود و به يكدهم از ثواب آن نمى‏رسند. اى محمد قسم به حقّ كسى كه ترا به راستى به پيغمبرى فرستاده است كه نيست مردى و نه زنى كه اين دعا را بخواند مگر آن كه خداى تعالى از براى او ثواب چهار تن از فرشتگان و چهار پيغمبر را بنويسد.

امّا پيغمبران پس اوّلا ثواب تو را اى محمّد و ثواب عيسى و ثواب موسى و ثواب ابراهيم عليهم السّلام را و امّا فرشتگان پس اوّلا ثواب مرا و ثواب اسرافيل و ثواب ميكائيل و ثواب عزرائيل را. اى محمّد هر مردى يا زنى كه اين دعا را در مدّت عمر خود بيست مرتبه بخواند پس به درستى كه خداى تعالى او را به آتش جهنم عذاب نمى‏كند و هر چند از گناهان او باشد مثل كف درياها و قطره‏هاى باران و عدد ستاره‏ها و وزن عرش و كرسى و لوح و قلم و ريگ و موى و كرك و آفريده‏هاى بهشت و دوزخ كه خداى تعالى آن گناهان را مى‏آمرزد و از براى او به عوض هر گناهى هزار حسنه مى‏نويسد. اى محمّد و اگر آن شخص را همّى يا غمّى يا آزارى يا بيمارى يا علّتى يا تشنگى يا ترسى باشد و اين دعا را سه مرتبه بخواند، خداى تعالى حاجت او را بر مى‏آورد و شخصى كه از شير يا از گرگ بترسد يا داخل شدن بر پادشاه ظالمى را اراده داشته باشد و اين دعا را بخواند،

 پس خداى تبارك و تعالى از او هر بدى و مكروهى و آفتى را به حول و قوّت خود منع مى‏كند، كسى كه اين دعا را يك مرتبه در جنگ بخواند خداى تعالى او را قوّت هفتاد كس از جماعت حرب‏كنندگان را قوّت مى‏دهد و كسى كه اين دعا را بر درد سر يا درد شقيقه يا درد شكم يا بر آزار چشم يا بر گزيدن مارى يا عقربى بخواند خداى تعالى همه آنها را برطرف مى‏كند. اى محمّد كسى كه به اين دعا اعتقاد نياورد پس او از من برى است و كسى كه آن را انكار نمايد، پس به درستى كه از او بركت و خير برطرف مى‏شود. پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه: اى جبرئيل از چه اين دعا بر همه دعاها تفضيل داده شده است؟ جبرئيل عرض كرد: از جهت آن كه اسم اعظم خداى تعالى در آن است و كسى كه اين دعا را بخواند قوّت حافظه و شعور و علم و عمر و صحّت بدن او چندين برابر زياده مى‏گردد و خداى تعالى از او هفتاد آفت از آفات دنيا و هفتصد آفت از آفتهاى آخرت را دفع مى‏نمايد.ذكر ثواب و شرح دعاء سابق تمام شد اكنون در ذكر ثواب و شرح دعاى ثانى شروع مى‏نمايم بخش دوم اجر دعا از حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه و سلامه عليه از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده است آن كه فرمودند كه: جبرئيل عليه السّلام نازل شد در حالى كه و در عقب مقام ابراهيم نماز مى‏كردم. پس چون از نماز فارغ شدم از خداى تعالى براى امّت خود طلب آمرزش نمودم.

 پس جبرئيل عليه السّلام گفت: اى محمّد ترا حريص بر امّت‏خود مى‏بينم و حال آن كه خداى تعالى به بندگان خود رحيم است. پس آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله به حضرت جبرئيل عليه السّلام فرمودند كه: اى برادر من تو دوست بر من و بر امّت من هستى، مرا دعائى تعليم نماى كه بعد از من به سبب آن دعا امتم مرا ياد كنند. پس جبرئيل عليه السّلام گفت: اى محمّد وصيّت مى‏كنم ترا آن كه امّت خود را امر نمائى كه سه روز ايّام البيض را روزه گيرند كه سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماهى است، و وصيّت مى‏كنم ترا آن كه امّت خود را امر نمائى كه در اين سه روز اين دعاى شريف را بخوانند. پس به درستى كه عرش را حمله آن به بركت اين دعا برداشتند و من به زمين نازل می ‏شوم و به آسمان بالا مى‏روم به بركت اين دعا و اين دعا بر درهاى بهشت و بر حجره‏ها و كنگره‏ها و بر منزلهاى آن نوشته شده است و به بركت اين دعا درهاى بهشت گشوده می شود و به سبب اين خلايق در روز قيامت به امر خدا محشور مى‏شوند و كسى كه از امّت تو اين دعا را بخواند، خداى تعالى عذاب قبر را از او برطرف مى‏كند و او را از فزع اكبر و از آفتهاى دنيا و آخرت نگاه مى‏دارد، و كسى كه آن را بخواند خداى تعالى او را از عذاب آتش نجات مى‏دهد، پس بعد از آن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله جبرئيل را از ثواب اين دعا سؤال نمودند. پس جبرئيل عليه السّلام عرض كرد: يا محمّد هر آينه به تحقيق كه مرا از چيزى سؤال نموده‏اى كه بر وصف آن قادر نيستم و اندازه او را به غير از خدا نمى‏داند؛ اى محمّد اگر درختهاى دنيا قلم و درياها مركّب و همه خلايق نويسنده بگردند بر نوشتن ثواب قارى اين دعا قدرت ندارند و بنده‏اى اين دعا را نمى‏خواند و حال آن كه اراده نموده باشد آزادى را مگر آن كه خداى تعالى او را آزاد مى‏گرداند و او را از قيد بندگى خلاص می‏كند و اين را مغمومى نمى‏خواند مگر آن كه خداى تعالى غم و اندوه او را برطرف نمايد و نمى‏خواند به اين دعا خداى را طلب‏كننده حاجتى مگر آن كه خداى عزّ و جلّ حاجت او را در دنيا و آخرت ان شاء اللَّه برآورد و او را از مرگ ناگهانى و هول قبر و فقر در دنيا نگاه مى‏دارد و خداى تبارك و تعالى به او اذن در شفاعت را در قيامت عطا مى‏نمايد در حالى كه روى او خندان باشد و خداى تعالى او را به بركت اين دعا در دار السّلام داخل مى‏كند و او را در غرفه‏هاى بهشت ساكن مى‏گرداند و او را از حلّه‏هاى جنّت مى‏پوشاند كه كهنه نمى‏شوند و كسى كه روزه گيرد و اين دعا را بخواند خداى عزّ و جلّ مى‏نويسد از براى او مثل ثواب جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و ابراهيم خليل و موسى كليم و عيسى و محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين. پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه: هر آينه به تحقيق كه تعجّب نمودم از بسيارى آنچه جبرئيل از ثواب از براى خواننده اين دعا ذكر نمود. بعد از آن جبرئيل عرض كرد: اى محمّد احدى از امّت تو نيست كه اين دعا را در مدّت عمر خود يك مرتبه بخواند مگر آن كه خداى تعالى او را روز قيامت محشور مى‏كند و حال آن كه روى او چون ماه شب بدر مى‏درخشد.

پس مردمان پرسند كه اين كيست؟ آيا اين شخص پيغمبر است؟ پس ملائكه گويند كه: پيغمبر و نه فرشته نيست بلكه او بنده‏اى از بندگان خدا است از فرزندان آدم كه در مدّت عمر خود يك مرتبه اين دعا را خوانده است و خداى عزّ و جلّ به او اين كرامت را بخشيده است.پس جبرئيل به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله عرض كرد: اى محمّد كسى كه پنج مرتبه اين دعا را بخواند در روز قيامت محشور خواهد شد و حال آن كه من بر قبر او ايستاده باشم و براقى از بهشت با من خواهد بود و ايستاده خواهم بود تا وقتى كه آن شخص بر براق سوار شود و از آن پائين نمى‏آيد مگر در دار النعيم دائمى و از براى او حسابى نخواهد بود و در بهشت همسايه ابراهيم عليه السّلام و در جوار محمّد صلّى اللَّه عليه و آله خواهد بود و من از براى خواننده اين دعا از مرد و زن ضامنم آن كه خداى تعالى او را عذاب ننمايد و هر چند گناهان او بيشتر از كف درياها و قطره‏هاى باران و برگ درختان و عدد مردمان از اهل بهشت و دوزخ باشد و آن كه خداى عزّ و جلّ امر نمايد از براى آن شخص ثواب يك حجّ و يك عمره مقبول بنويسند.

اى محمّد كسى كه را در وقت خواب پنج مرتبه اين دعا را با وضو قرائت نمايد پس به درستى كه ترا در خواب مى‏بيند و تو او را به بهشت بشارت خواهى داد و كسى كه گرسنه يا تشنه باشد و چيزى را نيابد كه بخورد و نه آنچه را كه بياشامد يا آن كه بيمار باشد و اين دعا را بخواند پس به درستى كه خداى به بركت اين دعا از او برطرف مى‏نمايد آنچه را كه در اوست و او را چيزى مى‏دهد كه بخورد و بياشامد و از براى او مطالب دنيا و آخرت او را برمى‏آورد و كسى كه از او چيزى دزديده شود يا از او غلامى بگريزد پس برخيزد و وضو سازد و دو ركعت يا چهار ركعت نماز گذارد و در هر ركعت سوره حمد يك بار و سوره اخلاص دو مرتبه بخواند، پس بعد از سلام اين دعا را بخواند و آن صحيفه را كه اين دعا در آن نوشته شده باشد پيش روى خود يا در زير سر خود بگذارد، پس بدرستى كه خداى تعالى مشرق و مغرب را جمع مى‏كند و آن غلام گريخته را به بركت اين دعا بر مى‏گرداند ان شاء اللَّه تعالى و اگر از دشمنى بترسد پس اين دعا را بر خود بخواند خداى تعالى او را در پناهى محكم مى‏گرداند و دشمن بر او قدرت نمى‏يابد و بنده‏اى نيست كه اين را بخواند و بر او قرضى باشد مگر آن كه خداى تعالى قرض او را ادا نمايد و از براى او شخصى را ميسّر گرداند كه قرض او را ادا نمايد ان شاء اللَّه و كسى كه اين دعا را بر بيمارى بخواند خداى تعالى آن بيمار را به بركت اين دعا شفا مى‏دهد.

پس اگر بنده مؤمنى كه به خداى عزّ و جلّ اخلاص داشته باشد، اين را بر كوهى بخواند هر آينه آن كوه به اذن خدا حركت مى‏كند و كسى كه به نيّتى خالص اين را بر آب بخواند هر آينه آن آب يخ مى‏زند و تعجّب مكن از اين فضيلتهائى كه در شأن اين دعا ذكر شد، پس به درستى كه در اين دعا اسم اعظم خداى تعالى است و بدرستى كه هر گاه اين دعا را قارى بخواند و آن را ملائكه و جنّ و انس بشنوند پس از براى خواننده آن دعا مى‏كنند و خداى تعالى دعاى ايشان را مستجاب مى‏گرداند و همه اينها كه مذكور شد به بركت خداى تعالى و به بركت اين دعاست و به درستى شخصى كه به خدا و رسول او و به اين دعا ايمان آورده باشد، بايد كه چيزى را به خاطر نگذراند و در دل خود به سبب آنچه در شأن اين دعا ذكر نموده شد، شكى نيندازد، به درستى كه خداى تعالى كسى را كه مى‏خواهد بدون اندازه‏اى روزى مى‏گرداند و كسى كه اين دعا را بخواند و ياد گيرد و بنويسد پس بايد كه به اين بر احدى از مسلمانان بخل نورزد. و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه:

 من اين دعا را در جنگى نخواندم مگر آن كه من در آن جنگ به بركت اين دعا بر دشمنان خود ظفر يافتم و آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه: شخصى كه اين دعا را بخواند به او نور اولياء در روى او عطا كرده مى‏شود و از براى او هر امر دشوارى آسان مى‏گردند و براى او هر امر آسانى ميسّر مى‏شود. پس بدرستى شخصى كه حقّ و حرمت اين را بشناسد، خداى تعالى او را از هر سختى نگاه مى‏دارد [و اگر قرض دارى آن را بخواند، خداوند قرض او را ادا نمايد] و براى او همه امرها را آسان مى‏گرداند و او را از هر مكروهى نگاه مى‏دارد و از او هر بدى را برطرف مى‏نمايد و او را از هر بيمارى و علّتى نجات مى‏دهد و همّ و غمّ را از او زايل مى‏گرداند. پس اين دعا را ياد بگيريد و ياد بدهيد پس بدرستى كه در اين دعا خير بسيار است.

 

 

 

 

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم /اللهم صل علی محمد و آل محمد/بسم الله الرحمن الرحیم

سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ (تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ) سه بار این جمله را بگویید

  سُبْحَانَهُ مِنْ إِلَهٍ مَا أَمْلَكَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَلِیكٍ مَا أَقْدَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَدِیرٍ مَا أَعْظَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَظِیمٍ مَا أَجَلَّهُ

 وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَلِیلٍ مَا أَمْجَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَاجِدٍ مَا أَرْأَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَءُوفٍ مَا أَعَزَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَزِیزٍ مَا أَكْبَرَهُ

 وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَبِیرٍ مَا أَقْدَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَدِیمٍ مَا أَعْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَالٍ مَا أَسْنَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَنِیٍّ مَا أَبْهَاهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَهِیٍّ مَا أَنْوَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنِیرٍ مَا أَظْهَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ ظَاهِرٍ مَا أَخْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَفِیٍّ مَا أَعْلَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَلِیمٍ مَا أَخْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَبِیرٍ مَا أَكْرَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَرِیمٍ مَا أَلْطَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ لَطِیفٍ مَا أَبْصَرَهُ

 وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَصِیرٍ مَا أَسْمَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَمِیعٍ مَا أَحْفَظَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَفِیظٍ مَا أَمْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَلِیٍّ مَا أَوْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَفِیٍّ مَا أَغْنَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَنِیٍّ مَا أَعْطَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُعْطٍ مَا أَوْسَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَاسِعٍ مَا أَجْوَدَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَوَادٍ مَا أَفْضَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُفْضِلٍ مَا أَنْعَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنْعِمٍ مَا أَسْیَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَیِّدٍ مَا أَرْحَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَحِیمٍ مَا أَشَدَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَدِیدٍ مَا أَقْوَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَوِیٍّ مَا أَحْكَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَكِیمٍ مَا أَبْطَشَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاطِشٍ مَا أَقْوَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَیُّومٍ مَا أَحْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَمِیدٍ مَا أَدْوَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ دَائِمٍ مَا أَبْقَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاقٍ مَا أَفْرَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَرْدٍ مَا أَوْحَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَاحِدٍ مَا أَصْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ صَمَدٍ مَا أَمْلَكَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَالِكٍ مَا أَوْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَلِیٍّ مَا أَعْظَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَظِیمٍ مَا أَكْمَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَامِلٍ مَا أَتَمَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ تَامٍ‏ مَا أَعْجَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَجِیبٍ مَا أَفْخَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَاخِرٍ مَا أَبْعَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَعِیدٍ مَا أَقْرَبَهُ

 وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَرِیبٍ مَا أَمْنَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَانِعٍ مَا أَغْلَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَالِبٍ مَا أَعْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَفُوٍّ مَا أَحْسَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُحْسِنٍ مَا أَجْمَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَمِیلٍ مَا أَقْبَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَابِلٍ مَا أَشْكَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَكُورٍ مَا أَغْفَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَفُورٍ مَا أَكْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَبِیرٍ مَا أَجْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَبَّارٍ مَا أَدْیَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ دَیَّانٍ مَا أَقْضَاهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَاضٍ مَا أَمْضَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَاضٍ مَا أَنْفَذَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ نَافِذٍ مَا أَرْحَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَحِیمٍ مَا أَخْلَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَالِقٍ مَا أَقْهَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَاهِرٍ مَا أَمْلَكَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَلِیكٍ مَا أَقْدَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَادِرٍ مَا أَرْفَعَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَفِیعٍ مَا أَشْرَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَرِیفٍ مَا أَرْزَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَازِقٍ مَا أَقْبَضَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَابِضٍ مَا أَبْسَطَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاسِطٍ مَا أَهْدَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ هَادٍ مَا أَصْدَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ صَادِقٍ مَا أَبْدَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَادِئٍ مَا أَقْدَسَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قُدُّوسٍ مَا أَظْهَرَهُ [مَا أَطْهَرَهُ‏] وَ سُبْحَانَهُ مِنْ ظَاهِرٍ [مِنْ طَاهِرٍ] مَا أَزْكَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ زَكِیٍّ مَا أَبْقَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاقٍ مَا أَعْوَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَوَّادٍ [مُعِیدٍ] مَا أَفْطَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَاطِرٍ مَا أَرْعَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَاعٍ مَا أَعْوَنَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُعِینٍ مَا أَوْهَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَهَّابٍ مَا أَتْوَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ تَوَّابٍ مَا أَسْخَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَخِیٍّ مَا أَبْصَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَصِیرٍ مَا أَسْلَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَلِیمٍ مَا أَشْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَافٍ مَا أَنْجَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنْجٍ مَا أَبَرَّهُ

 وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَارٍّ مَا أَطْلَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ طَالِبٍ مَا أَدْرَكَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُدْرِكٍ مَا أَشَدَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَدِیدٍ مَا أَعْطَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُتَعَطِّفٍ مَا أَعْدَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَادِلٍ مَا أَتْقَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُتْقِنٍ مَا أَحْكَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَكِیمٍ مَا أَكْفَلَهُ

وَ سُبْحَانَهُ مِنْ كَفِیلٍ مَا أَشْهَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَهِیدٍ مَا أَحْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْعَظِیمُ وَ بِحَمْدِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ دَافِعِ‏ كُلِّ بَلِیَّةٍ وَ هُوَ حَسْبِی وَ نِعْمَ الْوَكِیل‏

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

یکشنبه 08 شهریور 1394 :: 14:37 :: نويسنده : iran60

دعاهای مجرب ویژه ماه مبارک رمضان

 

 منبع عکس زیر وبلاگ http://5354.blogfa.com

بهترین زمان جهت انجام دعاهای مجرب، ماه مبارک رمضان است و دیگر زمانی از این نیکوتر نمی توان توصیه نمود.

رمضان

عزیزان روزهای مبارکی است و با شما ارتباط دارم چه ان ها که روزه دارند و چه آن هایی که عذری در روزه داری دارند اما حسرت روزه داری در دل آن هاست ضمیر تابناک و نورانی دارید و فضای مجازی را معطر کرده اید و در این روزهای معنوی همه ی ما می توانیم برکات و ثمرات و خیرات فراوان ببریم و سرمایه ی روحی عظیم برای آینده ی خویشتن بیندوزیم. از رمضان گذشته تا این رمضان نشیب و فراز بسیار بر همه ی ما بگذشته است و امیدوارم این حرکت ها همه رو به کمال باشد تحولات میمون و خجسته ای باشد و ما را در سبیل(راه) هدایت یاری کند و نشانه های رشد را به ما نشان بدهد. موضوع ما رمضان و پیامبر شدن است و نسبتی میان ماه رمضان و پیامبری هست. مقدمه ای را هم بر قرآن و رمضان سخن می رانم.

آشکار است که همه ی ما مسلمانان می دانیم که ماه رمضان به اصطلاح بهار قرآن است. وقتی که مومنان یکی از مهمترین عبادات خود را خواندن قرآن و تأمل بر قرآن می دانند اما ارتباط و نسبت قرآن و رمضان بسی بیشتر از این است و من می کوشم که پاره ای از آن زوایا را کاوش کنم و اشکار کنم و این ارتباطات چند گانه را بازنمایم و مهمتر از همه توضیح بدهم که برای امروز ما این ربط و نسبت چگونه معنا دارد و چگونه تعریف می شود و ما چرا باید علی الخصوص در این ماه به این کتاب مقدس آسمانی روی کنیم و از آن بهره بیندوزیم. قرآن در ماه رمضان نازل شده است تنها موردی که ماه رمضان در قران نام برده شده است همین جاست که: شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. از این آیه برمی آید که قران در ماه رمضان نازل شده و به همین دلیل برادران اهل سنت بعثت پیامبر را در ماه رمضان می گیرند و ما شیعیان در ماه رجب. اما این که چرا این چنین شده سخن بسیار است و دعوت می کنم که هر عزیزی تمایل دارد بداند سرچ نماید و به جواب برسد. پیامبر ما در ماه رمضان قبل از رسیدن به پیامبری در رمضان سال ها خلوت نشینی می کرد در غار حرا و در ماه های رمضان به اون غار پناه میبرد.

خدیجه همسر ایشان غذا و آب برای او میبرد. ما به درستی نمی دانیم که پیامبر چه عبادتی می کرد، چه ریاضتی می کشید و چه تأملاتی و مراقباتی با خود داشت اما نفس کناره گیری، گوشه گیری و کناره گیری از خلق و دست کم یک ماه تمام را در حالت انزوا و انعزال به سر بردن، مراقبه و تأمل کردن، جان او را شکوفا می کرد و پیداست که از این امر لذت میبرد و الا طالب ادامه دادن آن نبود و اجباری هم در این کار و جود نداشت، مختارانه و مشتاقانه به این کار می شتافت بیرون از شهر می رفت و ماه رمضان هم در اوقات بسیار گرم و داغ در عربستان واقع می شد ولی این گرما مانع آن نمی شد که پیامبر تجربه خلوت نشینی خود را فروبگذارد و ترک کند. همین خلوت گزینی ها بود همین مراقبه ها و تأملات انفرادی بود که رفته رفته چراغ و شعله ی جان او را شعله ور کرد و ضمیر او را آماده ی پذیرفتن الهام کرد و نهایتا هم نتیجه بخشید و در همین ماه بود که میوه ی نبوت رو از درخت خلوت نشینی چید و جان او و کام او به این میوه ی شیرین، شیرین شد. لذا ورود ایات نخستین ماه مبارک رمضان، امر محتملی است.

آمادگی های روحی پیامبر و آن انجزابی و طلبی که در او بوجود آمده بود، وقوع این حادثه رو بسیار عینی و محتمل می کرد و همین بود هم که نتیجه داد و او به مقصد رسید. ما نمی دانیم که انگیزه ی نخستین پیامبر برای رفتن به غار و خلوت نشینی چه بود؟ مسلما خبر نداشت که پیامبر خواهد شد، بدیهی ست که چنین قول و قراری را با او نگذاشته بودند. خداوند در قران به پیامبر می فرماید تو خبر از کتاب و ایمان نداشتی این جان که در تو بارور شده است این کشفی که صورت گرفته است و این حقایقی که نو به نو ، تازه به تازه برای تو کشف می شود اینها مقولاتی ست که تو پاک پیش از این از اونها بی خبر بودی و دسترسی به آنها نداشتی، نه جایی آنها را خوانده بودی، نه کسی به تو گفته بود و نه خودت انتظار داشتی که به این متاع برسی و از نردبان ریاضت بالا بروی و به آسمان بعثت و نبوت برسی.

بنا براین اونچه که انگیزه ی او بود یکی هدایت باطنی الهی بود نوعی الهام غریزی ناخودآگاه در جان او، او را به این راه می کشاند، ان مسیری که مقصد میمون و مبارکی داشت و نهایتا هم او را به یک نهایت خجسته ای رساند که پیامبری باشد. این ها همه در ماه مبارک رمضان بود. یک پیام بسیار مهم دارد و می خواهم آن را خدمت شما عرض بکنم که ماه رمضان برای همه ی ما می تواند چنین آمادگی را برای ما پدید بیاورد و ما می توانیم در پایان ماه روزه داری چنین میوه های آبدار و شیرینی رو از درخت جانمان بچینیم و کام مان را شیرین کنیم. در حقیقت پیامبر تجربه ی خود را در اختیار ما نهاد. آری در رمضان ضرفیت به پیامبری رسیدن ما. نردبانی که او با آن بالا رفته بود در اختیار ما گذاشت و به ما گفت که من از این راه رفتم و به این مدارج و پیامبری رسیدم، شما هم می توانید امتحان کنید. در حقیقت راهی که رفته بود آشکارا رایگان در اختیار ما نهاد و نردبان را کنار نگذاشت و از کسی نپوشاند که آسمان اگر چه بام بلندی دارد اما من راه آن را بر شما نشان دادم. مولوی گویی از زبان پیامبر این بیت را گفت:

اگر چه بام بلند است آسمان مگریز           چه غم خوری ز بلندی که نردبان کردیم

اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم             اگر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیم

یعنی این یک راهی ست که گرگ ها را شبان می کند، دیوها را فرشته می کند. این کیمیا همین کیمیای خلوت گزینی ست همین کیمیای ریاضت کشی ست. مولانا عینا تجربه ی پیامبر را می گوید:

گر تو این انبان ز  نان خالی کنی         پر ز گوهرهای اجلالی کنی 

اگر این معده را از نان خالی کنی گوهرهای پنهان، جای آن می نشیند. همین روزه داری و همین گرسنگی کشی، ما را به گنج هایی خواهد رساند. شب های رمضان پیامبر به بیداری می گذراند و اگر ما دولت می خواهیم باید خواب را کم کنیم. هم سحرخیزی می کرد و هم به پیروانش می گفت که سحر خیزی کنید، فایده ها دارد، منافع دارد. هم روزه می گرفت گرسنگی می کشید، ریاضت میبرد و هم به پیروانش این راه را توصیه می کرد. در حقیقت می خواست بگوید که پیامبر شدن، به دروازه های آسمان رسیدن و به آستانه ی آن رسیدن و از نردبان معنویت بالارفتن، امر نهان و امر محالی نیست، چیزی ست که در اختیار همگان است.

آغاز کار در این ماه رمضان است. ماه رمضان خود به خودی ارزشی ندارد آنکه در ماه رمضان می نشید روزه می گیرد و گرسنگی و تشنگی رو در خودش جذب می کند، ریاضت می کشد و خلوت نشینی می کند، اوست که قرآن بر او نازل می شود و این شکوفایی در جان محمد(ص) بود و در جان امت پیامبر هم می تواند اتفاق بیفتد. پیامبر این را در خلوت تجربه کرد اما به ما گفت که شما این را در اجتماع تجربه کنید، جان های ما ضعیف است، قلوب را باید در کنار همدیگر بگذارید تا یک میدان مغناطیسی عظیم بشود و قدرت جذب معنویات و حقیقت ها رو بیشتر پیدا کند. اراده ها و دل ها را در کنار یکدیگر قرار دهید و قدرتی که بدست می آید صدها برابر بیشتر از فضایی است که در خلوت به دست می آید، به همین سبب پیروان پیامبر، خلوت نشینی رو فرونهادند. پیامبر فرمود در اسلام رهبانیت نداریم رهبانیت امت من نشستن در مساجد و در کنار یگدیگر نشستن است. آنکه گفته شده است خلوت بگزینید این است که از بدان دوری بگزینید نه از خوبان. خوبان باید در کنار یکدیگر بنشینند پاکان باید با یکدیگر باشند و تجربه ها رو باهم قسمت کنند. وقتی که این طهارت ها، صفاها روی هم ریخته میشود و توده ی عظیم متراکمی پدید می شود آنگاه است که می شود نزول رحمت رو امید برد. آری دعا کردن در این فضاهاست که تاثیر خواهد کرد. اگر دعای مجرب را می خواهید تجربه کنید، دعا را در جمع بخوانید و اجابت ها را تجربه کنید. این روزهاست که دعاهای مجرب را می توان نیکوتر تجربه کرد. یک فرصتی است و یک امتیازی است که برای مقدمه ی زمان انجام هر دعای مجربی است.

نویسنده مقاله: حسین ربیعی   انتشار آزاد با ذکر نام و منبع بلامانع است

یکشنبه 08 شهریور 1394 :: 08:58 :: نويسنده : iran60

دعای ثروتمندی،ذکر پولدار شدن

با سلام این ختم بتوسط خود بنده نیز مجرب و تجربه شده است و بعد از هشت ماه تحولات بزرگی را به چشم شاهد بودم که باور کردنی نبود. نظریه ای دارم اما نمی توانم آن را ثابت کنم و آن اینست که ختم و دعاهایی که در سطح جامعه کمتر استفاده شده است و به عقیده ام ختم هایی که هنوز جزو اسرار بوده اند در کتب خطی و گنجینه ها بوده اند و به دست همه نیفتاده اند و کوچه بازاری و تجاری نشده اند قدرت بیشتری دارند ، زیرا مجرب بودن آن ها محدود به خواص انگشت شماری در تاریخ بوده است که همان تعدادِ اندک و معدودِ نیکان، میراث دارِ این گنجینه ها بوده اند و ما اکنون میراث خواران آن هستیم. (نظر حسین ربیعی)

 

گویند خواندن این دعا بجهت دولت عظیمه و قضا حوائج و اداء دین مفید است چنانچه حضرت
 
 رسول خدا ص ان را تعلیم یک اعرابی فرمودند و میراث بسیاری باو رسید و هفت خم زر
 
پیدا کرد از برکت آن .
 
  بسم الله الرحمن الرحیم
 

 

اللهمَ اِنّی اَسئَلُکَ یا فارِِجُ الهُمُومَ و یا کاشِفُ الغُمُوم و یا حَیُّ یا قَیُوم  یا رَحمَنَ الدُنیا و رَحیمِهُما
 
یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا فَردَ یا وِترَ یا ذالجلالِ و الاِکرام یا اللهُ یا رَبُّ یا مالِکُ یا  مَن لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
 
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ یا رَبُّ الاَربابَ وَ یا مالِکَ الرِقابَ و یا مَنشِیَ السَحابَ  الثِقالِ یا مُسَبَبَّ
 
الاَسبابَ و یا مُفتَحُ الَابوَابَ  صَلِّ علی مُحَمَّد والِه اِفتَحَ لِیّ اَبوَابَ کَرامِتِکَ وَ  اَبوُابِ رَحمَتِکَ
 
و  اَبوُابِ فَضلِکَ وَ  اَبوُابِ نِعمَتِکَ واَبوُابِ خَیرِکَ و اَبوُابِ شُکرَک و اَبوُابِ عِنایَتِکَ وَ
 
اَبوُابِ عافِیَتِکَ و اَبوُابِ اِحسانِکَ و اَبوُابِ اَمنِکَ یا رَئوفَ یا رَحیمُ یا سَمیعَ الدُعاء یا لَطیفَاً
 
لِعِباِد صَلِّ  علی مُحَمَّد والِه اِسمَع کَلامِی وَاستَجِبُ دُعائی اللهُمَّ اِنِّی اَعُوذَ بِکَ مِن شَرِالجِنَ و
 
الاِنس  وَ اَعوذُ بِکَ مِن البُخْلِ وَ الجُبْنِ وَ اَعوذُ مِن غَلَبَهُ الدَینِ وَ قَهرَالرَجال بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ
 
 الرَاحِمین  وَ صَلِّ علی مُحَمَّد والِه.

 

 از روز جمعه هر روز 41 بار تا 41 روز بخواند بدون فاصله انداختن و اگر فاصله شود باید
 
از سر گیرد و هر روز بعد از ختم این دعا را 13 بار بخواند .
 
یا مُفَتِّح فَتِّح  یا مُفَرِّج فَرِّج  یا مُسَبِّب سَبِّب
 
 یا مُیَسِّر یَسِّر  یا مُسَهِّل سَهِّل یا مُتَمِّم تَمِّم و حَسبُنا الله ُ و نِعمَ الوَکیل
 
هر کسی این را با خلوص  و تقوی و حضور قلب  به جا آورد از توانگری به جایی رسد
 
که بیان نتوان کرد .
منبع : شفاء و درمان با قرآن
یکشنبه 08 شهریور 1394 :: 08:48 :: نويسنده : iran60
راز عدم اجابت دعا
 

  پدید آورنده : مولی عبدالصّمد همدانی (قرن 12) ، صفحه 35

ای عزیز! سرّ عدم استجابت دعوات به درگاه قاضی حاجات، با وجود خصوصیّت اماکن و اوقات و با آنکه حضرت حق ـ جلّا و علی ـ می فرماید که «اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ»، آن است که نقض عهد و عدم وفا از جانب ما است.

 

عهدها کرده ایم با شه خویش هیچ از آن عهدها وفا نکنیم

 

و مواثیقی که با آن جناب بسته ایم، بالمرّه فراموش نموده، در طاق نسیان گذاشته ایم.

 

در روز اَلَست بَلی گفتی امروز به بستر «لا» خفتی

 

قال اللّه تعالی: اُوفُوا بِعَهْدی اُوفِ بِعَهْدِکُم. پس شرط اجابت دعا وفا به عهد مولا است.

 

در یکی از کتب آسمانی آمده است: من به امت محمد صلی الله علیه و آله دو چیز داده ام که اگر به تمام فرشتگان و پیامبران می دادم، بخشش را به آنان تمام نموده بودم؛ یکی اینکه گفته ام: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» و دیگر اینکه: «به پیمانی که با من بسته اید وفا کنید تا به پیمان خود با شما وفا کنم.» و نزدیک به همین معنا است فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله : «خدا را در نظر دار تا تو را در نظر دارد. خدا را در نظر دار، او را پیشاپیش خود می یابی.»

 

به ابراهیم بن ادهم گفتند: چرا هر چه خدا را می خوانیم، ما را اجابت نمی کند؟ گفت: زیرا خدا را شناخته اید، ولی فرمانش نمی برید و با قرآن آشنایید، ولی به دستورات آن گردن نمی نهید.

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره اسم اعظم پرسش شد، فرمود: همه اسماء خداوند، اسم اعظم است. تو دل از هر چه غیر او است، خالی دار؛ سپس به هر اسمی که خواهی او را بخوان؛ زیرا در حقیقت پاره ای از اسماء سوای دیگری ویژه خدا نیست بلکه او خدای واحد قهّار است (تفاوت در نام های الهی به اعتبار زیادی و کمی توجه است و تأثیر کردن و نکردن و اجابت و عدم آن وابسته به اختلاف مراتب توجه است).

 

گر انگشت سلیمانی نباشد چه خاصیّت دهد نقش نگینی

 

ابوالبرکات گفته است که هر کس که خواهد که دعای وی مستجاب شود، آداب دعا را باید نگاه دارد و آداب دعا آن است که دلش حاضر بود و طعام حلال خورد و لباس حلال پوشد.

 

در توحید صدوق از امام کاظم علیه السلام روایت است که فرمود: گروهی به امام صادق علیه السلام گفتند: چرا هر چه دعا می کنیم مستجاب نمی شود؟ فرمود: چون کسی را می خوانید که بدو شناخت ندارید.

 

* * *

 

خداوند به عیسی علیه السلام خطاب کرد: و مرا بخوان که من به تو نزدیکم و مرا جز با حالت تضرّع و زاری و حالتی که تمام همّ و غمّ تو یک چیز باشد، مخوان که هرگاه مرا در چنین حالتی بخوانی تو را اجابت کنم. ای عیسی! به ظالمان بنی اسرائیل بگو: تا آن گاه که مال حرام در دامن و بت ها در خانه دارید، مرا نخوانید. ای عیسی! مرا همچون کسی که در حال غرق است و فریادرسی ندارد، بخوان.

 

پس شرط اجابت دعوات، حصول معرفت قاضی الحاجات و فراغ قلب از همه مهمّات و اغراض است.

 

امّا ای عزیز! نه به استجابت دعا شاد باید بود؛ چه شاید که استدراج باشد و نه به عدم استجابت دلتنگ؛ زیرا که در حدیث وارد است که حق سبحانه و تعالی صدای بنده مؤمن را دوست می دارد و در حدیث دیگر است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند که چون شما مردی را می بینید که حق تعالی مرادش را می دهد و او در معصیت مقیم باشد، بدانید که آن استدراج است امّا با وجود آنچه ذکر شد، ترک دعا نباید کرد؛ زیرا در خبر آمده: ترک دعا اظهار بی نیازی از حضرت حق است و دعا کردن اظهار نیازمندی به او است نه حکم راندن و امر فرمودن به او.

 

اهمیت و لزوم دعا

 

و در کتاب روح الاحباب گوید: روایت شده است: هرگاه مردی دو رکعت نماز بگزارد و از خداوند حاجتی در مورد دین و دنیا نخواهد، خدای متعال به فرشتگان فرماید: گویا بنده ام از من بی نیاز است و چون برای خود دعا کند و برای برادران خود دعا نکند، خدای متعال فرماید: ملائکه من! بنده ام گمان برده که از شخص بخیلی درخواست می کند و چون برایِ خود و دیگر مؤمنان دعا کند. ملائکه گویند: خداوند از تو شروع کند.

 

و در کتاب شهات از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده که دعا خود، عبادت است و از این حدیث معلوم می شود که بخش بیشتری از ابواب عبادت را دعا اشغال می کند و آن بزرگ ترین چیزی است که بدان سبب از آفت ها جلوگیری می شود و جلیل ترین مقامات و درجات عبودیّت است و چنانکه گذشت، قرآن بدان ناطق و احادیث سرشار از ادعیه است و دعا راه و رسم پیامبران و فرستادگان خدا، بلکه بزرگ ترین مقامات اولیاء موحد و برترین درجات سالک است؛ زیرا دعا نشان گر نهایت خواری و شکستگی انسان در برابر خدا و نمایان گر صفت عجز و نیازمندی بنده است و این، منافات با قضا و قدر و راضی بودن به رضای حق ندارد.

 

* * *

 

اضافه می کنیم به این بیان روایتی را که عبدالعزیز از امام صادق علیه السلام نقل کرده که گفت: آن حضرت به من فرمود: دعا کن و نگو کار از کار گذشته (و سرنوشت قابل تغییر نیست)؛ زیرا که نزد خداوند منزلتی است که جز با دعا و درخواست به دست نیاید و چنانچه بنده ای لب فرو بندد و چیزی درخواست نکند، البته چیزی به او عطا نخواهد شد. پس درخواست کن تا به تو عطا شود. دری نیست که کوبیده شود جز اینکه امید می رود به روی صاحبش گشوده می گردد.

 

پس از این سخن امام علیه السلام ظاهر می شود که دعا خود یکی از اسباب حصول مطلوب است و اراده ازلی خداوند نیز بر این است که اشیاء را از راه به کارگیری اسباب ایجاد کند. بنابراین اگر حصول چیزی متوقّف بر اسباب آن باشد، منافات ندارد با اینکه خداوند حصول آن را مقدّر فرموده باشد؛ زیرا همان گونه که حصول آن را مقدّر فرموده، همین سبب و اینکه این چیز باید از چنین سببی حاصل آید را نیز مقدّر فرموده است.

 

به همین دلیل از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده که در نزد خداوند چیزی از دعا گرامی تر نیست؛ زیرا وقتی دعا کننده خدا را می خواند و فقر و فاقت خویش را بر او عرضه می دارد، کرم خداوندی اقتضا می کند که او را نراند و خواسته اش را برآورده سازد. بنابراین نزد خداوند چیزی گرامی تر از این نیست که بنده با دعا و اظهار خضوع و خشوع و شکستگی به حضرت او نزدیکی جوید.

 

اسباب اجابت دعا

 

علما گفته اند که آن، فراهم شدن اسباب و عللِ آن است و آن اینکه دعا که خود یکی از اسباب است، در مورد درخواست مردی مثلاً که دعا می کند و نیز سایر اسباب تحقق و وجود این شی ء مجموعا و با هم طبق حکمت الهی مناسب قضا و قدر خداوند از جانب او باید فراهم گردد.

 

اینجا است که دعا واجب است و انتظار اجابت نیز واقع است؛ زیرا انگیزش ما به دعا کردن، خود یکی از آن اسباب است و دعای ما که یک سبب اجابت است و قرین شدن دعا با حدوث چیزی که برای آن دعا شده، هر دو معلول یک علّتند و گاهی یکی از این دو سبب به واسطه دیگری پیدا می شود و گاه چنین توهّم شود که سماویات از ارضیات تأثیر می پذیرند و آن، این است که وقتی ما دعا می کنیم، مستجاب می شود... ولی این مطلب درست نیست؛ زیرا بدون شک، معلول در علّت خود مؤثر نمی افتد.

 

هرگاه دعای دعاگو مستجاب نشود، هر چند به نظر خود او هدفی که از این دعا منظور داشته، دارای منفعت بوده است، علت عدم اجابت این بوده که آن غایت و هدف نافع چه بسا در واقع به حسب مراد او بلکه به حسب نظام کلی آفرینش نافع نباشد و به همین دلیل اجابت دعا تأخیر می افتد یا اینکه اصلاً دعا مستجاب نمی شود و کوتاه سخن اینکه: عدم اجابت دعا به جهت عدم و نبود یکی از شروط آن مطلوب، در وقت دعا کردن می باشد.

مقاله دعا

دست گیری... یا(((مرگ انسانیت)))
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران
می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده
ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد
شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می
گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا
برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟

شنبه 07 شهریور 1394 :: 09:14 :: نويسنده : iran60
 

چند دعای مجرب سفارشی از حضرت ولی عصر (عج)

 

دعاهایی که به توصیه حضرت امام زمان (عج) باید خواند  دعاهایی که به توصیه حضرت امام زمان (عج) باید خواندتوصیه به خواندن زیارت آل یاسین امام زمان (علیه‌السلام) در توقیع شریفی می‌فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله‌ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است بگویید: ... سلامٌ علی آل یاسین ...» (1)

توصیه به خواندن زیارت آل یاسین

امام زمان (علیه‌السلام) در توقیع شریفی می‌فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله‌ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است بگویید: … سلامٌ علی آل یاسین …» (1)

توصیه به خواندن دعای ندبه

یکی از بازرگانان اصفهانی که مورد اعتماد گروهی از دانشمندان بود، در عالم رؤیا به محضر امام زمان (علیه‌السلام) مشرف می‌شود و از ایشان می‌پرسد: «فرج شما کی خواهد رسید؟» می‌فرمایند: «نزدیک است، به شیعیان ما بگویید دعای ندبه را روزهای جمعه بخوانند.» (2)

توصیه به خواندن دعای فرج

مرحوم شیخ طبرسی (ره) در کتاب «کنوز النجاح» نقل می‌کند: ابوالحسن محمد بن احمد بن ابی اللیث از ترس کشته شدن به قبر امام کاظم (علیه‌السلام) و امام جواد (علیه‌السلام) پناه آورد. در عالم رؤیا امام زمان (علیه‌السلام) را زیارت کرد. آن حضرت این دعا (دعای فرج) را به او تعلیم دادند و او به برکت خواندن آن، از کشته شدن نجات یافت.

توصیه به خواندن نماز شب، زیارت جامعه، زیارت عاشورا

در تشرف مرحوم سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی (ره) که از مسافرت حج از قافله جدا می‌شود و راه را گم می‌کند، به او می‌فرمایند: «نافله (نماز شب) را بخوان تا راه را پیدا کنی.» او نماز شب را می‌خواند بعد به او می‌فرمایند: «زیارت جامعه را بخوان.» ایشان زیارت جامعه را از حفظ می‌خوانند. بعد می‌فرمایند: «زیارت عاشورا را بخوان.» او زیارت عاشورا را نیز از حفظ می‌خواند با تمام لعن و سلام و دعای علقمه، آنگاه او را سوار بر مرکب می‌کند و می‌فرماید: «چرا شما نافله نمی‌خوانید؟ نافله. نافله. نافله» و باز می‌فرماید: «چرا شما عاشورا نمی‌خوانید؟ عاشورا. عاشورا. عاشورا.» بعد می‌فرماید: «چرا شما زیارت جامعه نمی‌خوانید؟ جامعه. جامعه. جامعه.» سپس می‌فرماید: «این‌ها دوستان شما هستند که در کنار نهر آبی فرود آمده‌اند تا برای نماز صبح وضو بگیرند.» (3)

توصیه به خواندن صحیفه سجادیه

مرحوم مجلسی (ره) در کتاب «روضه المتقین» در شرح «من لا یحضره الفقیه» می‌گوید که در اوایل بلوغ در مسجد قدیم اصفهان میان خواب و بیداری حضرت صاحب‌الزمان (علیه‌السلام) را دیدم، گفتم: «مولای من! چون نمی‌توانم همیشه خدمت شما شرفیاب شوم کتابی به من عنایت کنید که همیشه به آن عمل کنم.» آن حضرت به واسطه شخصی نسخه ای از کتاب صحیفه سجادیه را به ایشان می‌دهند و بعد از مدتی به برکت وجود امام زمان (علیه‌السلام)، کتاب شریف صحیفه سجادیه اشتهار می‌یابد. (۴)

توصیه به خواندن زیارت امین الله

در تشرف مرحوم حاج علی بغدادی به محضر امام زمان (علیه‌السلام)، او می‌گوید: همراه با امام زمان (علیه‌السلام) داخل حرم مطهر امام کاظم (علیه‌السلام) و امام جواد (علیه‌السلام) شدیم و به ضریح مقدس چسبیدیم و بوسیدیم. بعد به من فرمود: «زیارت بخوان.» گفتم: «سواد ندارم.» فرمود: «برایت زیارت بخوانم؟» عرض کردم: «آری» فرمود: «کدام زیارت را می‌خواهی؟» گفتم: «هر زیارت که افضل است.» فرمود: «زیارت امین الله افضل است.» آنگاه مشغول به خواندن زیارت امین الله شدند. (۵)

دعا برای فرج امام زمان (عج)

آقا میرزا محمدباقر اصفهانی (ره) می‌گوید که شبی در خواب گویا مولایم، حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنند و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمایید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.» (6)

در تشرف مرحوم آیت الله حاج سید محمد فرزند آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی، امام زمان (علیه‌السلام) فرمودند: «از علایم هور، فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آن‌ها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند شما برای فرج من دعا کنید.»(7)

اسناد:

(۱) نجم الثاقب، ص ۴۱۱

(۲) ملاقات با امام زمان (عج)، ص ۴۵

(۳) نجم الثاقب، ص ۶۶۴

(۴) نجم الثاقب، ص ۴۵۵

(۵) نجم الثاقب، ص ۴۵۵

(۶) ملاقات با امام زمان (عج)، ص ۸۷

(۷) ملاقات با امام زمان (عج)، ص ۸۷

منبع : پایگاه عرفان

شنبه 07 شهریور 1394 :: 09:06 :: نويسنده : iran60

در خصوص دعا

منبع   http://www.nooralquran.net/persian/pages/news.php?nid=222

مقدمه: دعا چیست؟
ـ دعا کلیدی است که با آن گنجینه بخشایش الهی را می‌توان گشود.
ـ دعا وسیله قرب الی الله و مغز عبادت الهی است.
ـ دعا زنگ در رحمت رحیمیّه خداوند، و سبب ریزش برکات الهی است.
ـ دعا ره توشه سالکان طریق وصال، و شعار عاشقان قبله جمال دوست است.
ـ دعا سیر شهودی و کشف وجودی اهل کمال و بهترین رابطه انسان با خدای متعال است.
ـ دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملکوت عزّت است.
ـ دعا یاد دوست در دل راندن و نام او به زبان آوردن و در خلوت با او جشن ساختن و در وحدت با او نجوی گفتن و شیرین زبانی کردن است.
ـ دل بی‌دعا بهاء ندارد، و دل بی‌بهاء، بهاء ندارد.[1]
پس با توجه به این ارزش و منزلت دعا است که در متون دینی درباره آن اصرار فراوان شد. خدای سبحان فرمود: «قل ما یعبؤبکم ربّی لولا دعاؤکم»؛[2] یعنی بگو اگردعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند. و در برخی روایات آمده: هر عمل عبادی اندازه و حدّی خاص دارد، مثلاً نماز در شبانه‌روز پنج مرتبه تعیین شده، روزه یک ماه رمضان، و حج یک بار در عمر، زکات نصاب خاصی دارد و مانند آن، امّا برای دعا حدّی معین نشده.[3]
جلوه‌ای از اسرار استجابت دعا
یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل درباره دعا، اسرار اجابت آن است، یعنی چه طور و چگونه ممکن است با دعا جلو وقوع یک حادثه ناگوار گرفته می‌شود و یا خواسته مورد علاقه ونیاز یک فرد برآورده می‌گردد؟
گرچه این بحث نیازمند طرح مسایل فراوان است، امّا به اندازه ظرفیت مقاله به چند نکته اشاره می‌شود:
نکته اول: حکیم ژرف‌اندیش بوعلی سینا به نکته ظریفی درباره سرّ استجابت دعا اشاره نموده، می‌گوید: «نسبت دعا و تضرّع به خواست و استدعا نسبت تفکر و اندیشه به درک یک مسأله علمی است».[4] از توضیحی که در ادامه این کلام بوعلی آمده معلوم می‌شود که به نظر ایشان همان طور که با تفکر واندیشیدن زمینه افاضه صور علمی از مبادی عالیه (مثلاً عقل فعّال) برای نفس انسانی پدید می‌آید آن گاه علم و معرفت برای انسان حاصل می‌شود. با دعا و تضرّع در پیشگاه الهی انسان مستعد می‌شود که صورت سلامتی و صحت و یا صور دیگر به انسان افاضه شود، ‌پس دعا زمینه‌ساز افاضه الهی برای برآورده شدن خواست‌های انسان است. بنابراین گرچه خداوند «دائم الفیض علی البریّه» است. امّا زمینه پذیرش و دریافت فیض باید در قابل فراهم شود و دعا نقش زمینه‌سازی برای پذیرش فیض دائمی الهی را دارد.
نکته دوم: برخی از بزرگان در تحلیل اسرار استجابت دعا حقایق ارزشمندی را عنوان کرده‌اند که در فرازی از این سخنان آمده است: دعا و ذکر و حضور و مراقبت در ذات انسان بلکه در بیرون از ذاتش آثار عجیب و غریبی دارد، چنان که اگر کسی به طور پیوسته و مستمر فکر و توجه خود را به عالم قدس و جبروت معطوف نماید،‌انوار حقایق بر او اشراق می‌شود، و آن کسی که مصاحب با ملکوتیان را اختیار کند، صاحب عزم و همت و اراده می‌شود و با توجه و ذکر و دعا به اخلاق ملکوتیان و اوصاف عقول قدسی متصف گردیده و صاحب رتبه ولایت تکوینی می‌شود که می‌تواند در همه چیز تصرف کند. پس استجابت دعا امری برخلاف سیره و سنّت الهی نیست، بلکه یکی از علل و اسباب تحوّل و تبدّل در عالم است.[5]
پرتویی از شرایط اجابت دعا
برای استجابت دعا و برآورده‌شدن خواست انسان به وسیله دعا، شرایط متعدد و مختلف در روایات مطرح شده که در این جا به طور خلاصه به چند مورد اشاره می‌شود:
1. یکی از شرایط مؤثر در اجابت دعا آن است که انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: جدّم می‌فرمود: در دعا پیش‌دستی کنید (پیش از آن که گرفتار شوید دعا کنید) زیرا چون بنده‌ای بسیار دعا کند و بلائی به او برسد و دنبالش دعا کند، گفته شود: صدای آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پیش‌آمد ناگوار دعا نماید، بدو گفته شود: تاکنون کجا بودی؟[6]
2. یکی از شرایط استجابت دعا طهارت و پاکی انسان از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی است،[7] لذا گفته‌اند: شرط بسیار مهم تأثیر اذکار و ادعیه و اوراد و نظائر آنها، طهارت انسان است که صرف لقلقه زبان سودی نبخشد، بلکه مبادا موجب قساوت و دوری هم بشود، زیرا که ذکر عاری از فکر است یعنی قلب بی‌حضور است و قلب بی‌حضور چراغ بی‌نور است و شخص بی‌نور از ادراک حقایق دور است و مَثَل ذکر بی‌حضور مثَل کوری است که در دست او مشعل نور است.[8]
3. از شرایط مؤثر دیگر که در روایات فراوان مطرح شده صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ، قبل از دعا و بعد از دعا است، به گونه‌ای که دعا در لفّافه صلوات قرار گیرد. امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در کلام دل‌انگیزی دراین باره فرمود: هر گاه از خدای سبحان درخواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را باز دارد.[9]
4. مسأله دیگر که در اجابت دعا مؤثر است و در روایات بر آن اصرار شده، دعای دسته‌جمعی است، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر گاه پیش‌آمدی پدرم را غمناک می‌کرد، زنان و کودکان را جمع می‌کرد، سپس دعا می‌نمود و آنها آمین می‌گفتند.[10] و هم چنین فرمود: هیچگاه چهارنفر با هم اجتماع نکرده‌اند که برای مطلبی به درگاه خدا دعا کند، جز این که با اجابت آن دعا از هم جدا شده‌اند.[11]
یکی از بزرگان اهل معنا در این باره گفته است: به طور اصل کلّی نفوس مجتمع متحد را اثر یک نفس کلیّ الهی قوی است، و یکی از فضیلت‌های نماز جماعت و حلقه ذکر و مجتمع دعا این است که هر انسانی یک صفت یا بیشتر از اوصاف خوب و کمالات انسانی را دارد و به فرض اگر یک انسان کامل باشد تا چه اندازه واسطه نزول برکات خواهد بود، انسان‌های گرد آمده در صلوات و ذکر دعا، کانّ یک انسان کامل و یا ظلّ و مثال او را تشکیل می‌دهند که آن مجتمع نزول برکات خواهد بود.[12]
برخی از موانع اجابت دعا
گرچه بر اساس روایات هیچ دست نیازمندی، وقتی به سوی خداوند دراز شود، خالی بر نمی‌گردد و به گفته بعضی از بزرگان لااقل یکی از فواید دعا اصلاح جوهر نفس ناطقه و زبان استعداد است که در سایه دعا و تقرّب به خدا نصیب انسان می‌شود.[13] امّا اگر حاجتی موردنظر باشد و با دعا حاصل نشود، سبب عدم اجابت را انسان باید در اعمال و کارهایش جستجو نماید، ‌چون پیش‌آمدها و حوادث و یا عدم پذیرش دعاهای انسان بدون ارتباط با عمل انسان نیست، گرچه به گفته برخی بزرگان در بعضی از موارد نسبت بین عمل و جزاء انسان ممکن است درک کند و یا بعضی موارد را به طور اندک آگاهی پیدا کند، امّا در بسیاری از موارد از درک ارتباط عمل با حوادث نظیر عدم استجابت دعا انسان عاجز است.[14] امّا ارتباط قطعی میان آنها برقرار است، لذا در دعای کمیل در این زمینه آمده: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیّر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء،‌اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء»؛ خدایا بیامرز برایم گناهانی که دگرگون می‌سازد، نعمت‌ها را، خدایا بیامرز برایم گناهانی که از اجابت دعا جلوگیری می‌کند، خدا بیامرز گناهانی را که سبب نزول حوادث ناگوار می‌شود.
و هم چنین در برخی روایات آمده: «الذنوب التی تردّ الدعا و تظلم الهواء عقوق الوالدین»؛[15] گناهانی که سبب رد شدن دعا و باعث تشویش فکر می‌شود عاق والدین (نارضایتی پدر و مادر) است.
خلاصه اینکه ادب اقتضا می‌کند که در محضر خداوند متعال آداب و شرایط ظاهری و باطنی دعاکردن را رعایت کنیم و اگر با مراعات عوامل مؤثر در استجابت دعا، دعایمان مستجاب نشد، گذشته از مصلحت‌ها و حکمت‌های الهی، حق این است که علت مهم و اساسی را در خودمان جویا شویم چرا که در اکثر اوقات گناه و معصیت، ایجاد حجاب نموده و مانع استجابت دعا می‌گردد که این گناهان در قالب‌های مختلف بوده و آثار منفی و مخرّب خود را همواره به دنبال دارند.

 


 

[1] . علامه حسن زاده آملی، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور‌، ص 9، نشر تشیع، چ 2، سال 1371 ش.
[2] . فرقان، 77.
[3] . اصول کافی، ج 4، کتاب الدعا، ص 257، نشر بنیاد رسالت.
[4] . ابن سینا، ‌الهیات شفاء، مقاله عاشر، فصل اول، ص 438، نشر مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404 ق.
[5] . حسن زاده آملی، رساله ذکر،‌ذاکر و مذکور، ص 101، نشر انتشارات تشیع، سال 1371 ش.
[6] . اصول کافی، ج 4، کتاب دعا، باب التقدم فی الدعا، ص 220، نشر بنیاد رسالت با ترجمه جواد مصطفوی.
[7] . حسن زاده آملی، رساله وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص 42، نشر فجر، سال 1362 ش.
[8] . حسن زاده آملی، رساله ذکر،‌ذاکر و مذکور، فصل 6، ص 62، نشر انتشارات تشیع، سال 1371 ش.
[9] . نهج البلاغه، حکمت، 361، ترجمه محمد دشتی.
[10] . اصول کافی، ج 4، کتاب دعا باب اجتماع فی دعا، ص 241، نشر بنیاد رسالت، با ترجمه جواد مصطفوی.
[11] . همان.
[12] . حسن زاده آملی، رساله نور علی نور، ص 107، انتشارات تشیع، سال 1371 ش.
[13] . همان، ص 111.
[14] . همان، ص 100، 102.
[15] . اصول کافی، ج 2، کتاب ایمان و کفر، باب 197 (فی تفسیر الذنوب)، ص 421، نشر دار التعارف للمطبوعات، بیروت، سال 1413 ش

 

شنبه 07 شهریور 1394 :: 09:03 :: نويسنده : iran60

دعای بسیار قوی مهر و محبت

 

منبع وبلاگ    http://www.faribaa9999.blogfa.com/post-1754.aspx

افزایش عشق شوهر به زن تا لحظه مرگ ( مجرب‌)

بنا به هر دلیلی  اگر سردی میان خود و شوهرتان احساس کردید مشروط بر اینکه بقصد تسخیر شوهر و گرفتن آزادی مطلق از او اینکار را نکنید این دستور را می توانید استفاده کنید در غیر اینصورت اگر قصد سوء‌ استفاده داشته باشید مطمئن باشید نتیجه نخواهید گرفت 

دستور این است : 

بر روی یک مقدار شربت شیرین از هر نوعی که باشد ولی حتما باید شیرین باشد یک بار سوره یاسین خوانده و ۷۱ مرتبه این آیه را بخوانید 

اَلْقَیْت عَلَیْکَ مَحَبَّة‌ً مِنّی ٬ سپس ۷ مرتبه بگویید 

اَقْسِمُ عَلَیْکُم یا خُدّام سورةِ یس بِعِزَّة‌ِ اللهِ و جَلالِهِ و هَیْبَتِهِ اَلّا وَ جَعَلْتُمْ مَحَبَّتی فی قَلبِ زَوجی ثابتَة کَما تَثْبِت الاَصابِع فی راحَة‌ِ الْیَد و بعد شربت را به او بخورانید .

 

 

افزایش عشق زن به شوهر تا لحظه مرگ (‌ مجرب ) 

 

۴۴۴ مرتبه این دعا را بر قطعه ای نبات خوانده و به زنتان بخورانید مطمئن باشید تا اخر عمر دوستتان خواهد داشت و از شما اطاعت خواهد کرد 

یا مُقَلِّبَ القلوب قَلِّب قَلبَها و روحَها و جَسدَها علیٰ مَحبَّتی و عشقی و اُنْسی و اُلفَتی و مَوَدَّتی و قبولِ قَوْلی بِحَقِّ یا بَدوح و یا وَدود اَجِب دَعوتی یا وَصْلائیل 

 

دستور دوم :

در دو دستور قبلی یکی از طرفین مایل به ایجاد محبت بود ولی حالا فرض کنید زن و شوهر با هم دعوا کرده اند و روی دیدن همدیگر را ندارند و هر دو بر موضع خود لج بازی و پافشاری میکنند ودر این مواقع باید شخص سومی واسطه شود و این دستور را انجام داده و به خوردشان دهد که دو دستور هست

 

دستور اول : 

۱۰۰۱ مرتبه ذکر یا وَدود  را بر دو عدد شیرینی یا قند یا آب نبات یا زولبیا بامیه یا مقداری شربت شیرین بخواند و به خوردشان دهد 

 

دستور دوم :

بر روی دو شیرینی یا اب نبات یا زولبیا بامیه یک بار سوره واقعه را بخوانید و بلافاصله بعد از آن این را بخوانید و به خوردشان دهید 

 

تَوَکَّلوا یا خُدّام هذهِ السُّورَه بِالاُلفَه و المَحَبَّه بَینَ فلان بن فلان و فلانه بنت فلانه بحق هَهْطُوبْ هَهْطُوب لُهوبْ اَجِب یا صَمْتُون ذُوبَهاء و جَمال تَوَکَّلوا یا خُدّام هذهِ السّورَةِ الشَّریفَة بِالمَحبَّة الدّائِمَه وَالوِداد بین فلان بن فلانة و فلانه بنت فلانه بِحَقِّ هذهِ السُّورَةِ عَلَیکُم و طاعَتَها لَدَیْکُم 

 

نکات مهم :

۱- بجای فلان بن فلانه اسم شوهر و مادرش و بجای فلانه بنت فلانه اسم زن و مادرش را بگویید 

 

۲- در این دستور دوم نمیتوان آن را بر شربت و چیزهای مایع خواند ولی در دستور اولی می توانید بر روی مایعات و شربت شیرین نیز بخوانید 

 

 

دستور آشتی کردن و صله رحم (‌ مجرب )

دستور اول :

 آیه  هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة‌ هو الرحمن الرحیم ( سوره حشر آیه ۲۲ ) را سه بار خوانده و به کسی که با شما قهر کرده یواشکی بدمید 

 -------------------------------------------------------

دستور دوم :

آیه «‌ و تمّت کلمت ربک صدقا و عدلا لامبدل لکلماته و هو السمیع العلیم (‌ سوره انعام آیه ۱۱۵ ) را مثل دستور اول سه بار خوانده و به طرف بدمید ( فوت کنید )

-----------------------------------------------------------------------------------

نماز جلب محبت ( بسیار بسیار مجرب ) 

این نماز برای جلب محبت و آرام کردن شخص عصبانی از دستتان ٬ مجرب است و بارها توسط بنده ( نویسنده کتاب مجربات باقر) تجربه شده و نتایج عالی داده است 

دستور نماز این است :

دو رکعت نماز خوانده و در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه این آیه را بخوانید 

عسی الله ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم مودة والله قدیر و الله غفور رحیم ( سوره ممتحنه ایه ۷ )

رکعت دوم را هم دقیقا مثل رکعت اول بجا آورید سپس بلافاصله بعد از سلام نماز ٬ هفتاد مرتبه این دعا را با صدای نسبتا بلند بخوانید 

 

اللهمَّ یا مُلَیِّنَ الحَدید لِداوودَ علیه السلام لَیِّن لی قَلبِ فلان بن فلانه و صَلَّ اللهُ علی محمدٍ و آلهِ و لاحَولَ و لاقُوَّةَ الّا بالله ِ العلی ِ العظیم 

 

نکات مهم : 

۱- بجای فلان بن فلانه اسم شخص و مادرش یا لقب و کنیه او را بگویید و اگر اسم او و اسم مادرش را نمیدانید باید بجای فلان بن فلانه او را تصور کنید و هر چه تصورتان قویتر باشد نتیجه کار بهتر است 

۲- بهتر است دعای آخر نماز را با صدای بلند بخوانید چون تجربه نشان داده که در این حالت بهتر نتیجه میدهد .

برگرفته از کتاب مجربات باقر

شنبه 07 شهریور 1394 :: 09:01 :: نويسنده : iran60

سه روش قوی برای ابطال سحر و جادو

منبع: http://www.askdin.com/thread25337-2.html

روش اول :

سه تا مهر کربلا که تربت امام حسین باشد را تهیه کنید.روی هر کدومشون ۷ بار ایه الکرسی بخونید .و با هر بار خوندن روی مهر فوت کنید.هر بار که آیه الکرسی میخونید وقتی به قسمت(یشفع عنده) که رسیدید.بین (دوتا عین) که به رنگ قرمز دراوردم,در آن قسمت نیت باطل سحر کنید. یعنی بگویید(باطل کردم هر گونه سحر و جادو از هر عنصری ,در هر مکان و هر زمان در حق “نام خود زاییده نام مادر خود” را و به خودشان برگردان)و بعد ایه را ادامه دهید.
پس در واقع روی هر مهر ۷ بار آیه الکرسی را تلاوت میکنید.با هر بار خواندن آیه الکرسی وقتی که به قسمت یشفع عنده که رسیدید بین دو تا عین نیت باطل سحر میکنید و بعد ایه را ادامه میدهید.بعد هر بار تلاوت هم روی مهر فوت میکنید.
سپس هر کدام از این مهر ها را در مسجدی هدیه کنید.مسجدی که در آنجا همیشه نماز جماعت خوانده میشود.(در واقع سه تا مهر را در سه مسجد هدیه کنید و در قسمت جامهری مسجد قرار دهید)اگر یکی از مهر ها را در مسجدی که اسم مسجد سجادیه باشد قرار دهید بهتر است.اگر هم گیر نیاوردید هیچ موردی ندارد.هر بار که نماز گزار پیشانی خود را روی مهر شما قرار دهند دعای باطل سحر شما روز به روز قوی تر میشود.




و اما زمان انجام این عمل:بهترین زمان اولین یکشنبه یا پنج شنبه ماه قمری است.بعد نماز صبح.قبلش غسل کنید و بعد از نماز صبح در حالی که روی سجاده نشسته اید سه مهری که تهیه کرده اید را بردارید و شروع به تلاوت ایت الکرسی کنید.و همان روز مهر ها را در مساجد ها قرار دهید.توجه کنید که فقط شخص سحر زده باید این عمل را انجام دهد.اگر هم شخص به سن تکلیف نیست.میتوان شخص دیگری برای او این کار را انجام دهد.

 

 

روش دوم :

خواندن نماز سر وقت
خواندن نماز سر وقت به صورت منظم باعث باطل شدن سحر و جادو میشه.

اگر به وسیله خواندن نماز بخواهید سحر خودتان را باطل کنید باید هم سر وقت باشد.هم حداقل تا چهل روز سر وقت نمازتان را بخوانید.که بعد چهل روز هر سحری که در شما باشد باطل میشود.البته اگر بعد چهل نمازتان را ادامه دهید دیگر هیچ سحر و جادویی در شما کارساز نیست

روش سوم :

بعد نماز مغرب پنج شنبه یک کاسه آب تمیز(آب چشمه یا آب باران یا اب زمزم) را کنار سجاده قرار دهید.
بعد نماز مغرب اب را جلوی خود قرار دهید و سوره جن را بخوانید.با خواندن هر آیه در آب فوت کنید.حتی وقتی بسم الله را شروع کردید در اب فوت کنید.سپس در نهایت این اب را هنگام خواب بالای سر خود قرار دهید و بخوابید. بعد نماز صبح به حمام بروید این اب را به تمام اعضای تن خود بمالید و یک قلوپ از اب را هم بخورید.مابقی آب را روی سر خود بریزید.(در هنگام ریختن آب به اعضای تن نیت باطل سحر که در بالا ذکر کردم را هم انجام دهید) این عمل را تا ۴ تا شب جمعه انجام دهید.


امید وارم با انجام این کار همه مشکلات شما برطرف شود و در زندگیتان هیچ سحر و جادویی بر شما کار ساز نباشد.و خواهشا خواهشا انقدر برای این کارها به دکونهای دعانویسها نروید.همین عمل بزرگترین باطل سحری بود که قدرت آن را هیچ دعانویسی نمیتواند برای شما به وجود بیاورد.

موضوعات مرتبط: باطل کردن سحر قویترین نسخه با دعای بسیار بسیار مجر
شنبه 07 شهریور 1394 :: 08:57 :: نويسنده : iran60

دعای برآورده شدن حاجات غیرممکن

جهت هر حاجت وگرفتاری

 ملا محسن فیض کاشنی (ره)در الئالی المخزونه                                                                

   نقل می نماید که اگر کسی را حاجتی به درگاه خداوند(جل جلاله) باشد ومطلبی را از خداوند (عظم شانه )    بخواهد از حیث ثروت - علم وعمل وغیر ذالک یا انکه به بلایی گرفتار باشد از قبیل فقر - بدبختی -هلاکت  –ناخوشی جسمانی یا نا راحتی روحی باید  سه شب جمعه بعد از گذشتن دو ثلث از شب جمعه  تقریباساعتی قبل از اذان صبح) بیدار شودو وضوی کاملی بعمل اورد به نیت قربت وسپس  دو رکعت نماز حاجت بخواند به حمد وهر سوره ای که خواست وبعد از ان صد مرتبه صلوات بفرست   وهزار ویک مرتبه بگوید :

(( بسم الله الرحمن الرحیم بحق بسم الله الرحمن الرحیم))

وبعد از ان دوباره صد مرتبه صلوات بفرستد ومطلب خودرا از خداوند (عز ذکره) بخواهد که انشا الله بر اورده است واگر دفعهء اول بر اورده نشد شب جمعه دوم انجام   دهد واگر نشد شب جمعه سوم انجام دهد که انشاء الله تخلف ندارد . (نظر ربیعی: البته الله اعلم)

همچینین در اللئالی فیض کاشانی (ره) است که گاه شخصی دچار سختی بشود یا حاجتی داشته باشد که هیچ جای امیدی برای بر اوردن ان نباشد در اخر شب واگر ثلث سوم جمعه باشد بهتر است بر خیزد و وضو بگیرد ودو رکعت نماز حاجت بخواند وبعد از نماز هفتاد بار این دعا را بخواند به اذن خدا مطلب حاصل شود و بسیار مجرب است.

((یا ابصر الناظرین یا اسرع الحاسبین یا اسمع السامعین     یا اکرم الاکرمین یا ارحم الراحمین ویا احکم الحاکمین))

بعد از دعا دست خود را بلند کند واز قاضی الحاجات حاجت  خود را بخواهد که روا است انشاء الله تعالی

پنج‌شنبه 05 شهریور 1394 :: 07:59 :: نويسنده : iran60
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران