فروشگاه ایرانیکان
برترین های دنیای مجازی
برترین های دنیای مجازی
علمی آموزشی تخصصی بهداشتی اطلاعات عمومی سرگرمی اس ام اس sms تغذیه دعا ذکر

خوشبویی دهان +عکس

یکی از مشکلاتی که اکثر روزه ‌داران در ماه مبارک رمضان با آن مواجه می‌ شوند، بوی ناخوشایند دهان است که گاهی علاوه بر خود فرد، ممکن است اطرافیان او را نیز آزار دهد.

این مشکل برای بعضی ‌ها فقط به ماه رمضان منتهی نمی‌ شود؛ یعنی در برخی افراد، بوی ناخوشایند دهان‌ در ماه‌ های دیگر سال نیز وجود دارد. برای‌ آشنایی با راه‌ های رفع بوی دهان از طریق تغذیه‌، پای صحبت متخصصان تغذیه و رژیم‌ درمانی نشسته ‌ایم.
 

 

مصرف غذاهای خشک را محدود کنید
دکتر سید رضا راست ‌منش، متخصص تغذیه و رژیم درمانی، معتقد است که بوی بد دهان علل مختلفی دارد. بیماری‌ های گوارشی نظیر زخم ‌های معده که علت عمده ی آن هلیکوباکترپیلوری است می‌تواند سبب خروج بوی نامطبوع از دهان شود. در این حالت، این بو با تجویز داروهای خاصی از سوی پزشک کنترل می ‌شود.
گاهی بوی بد دهان به دلیل زیاده ‌روی در مصرف غذاها است، آن هم غذاهایی که ترکیبات ناهمگونی با هم دارند.
یکی دیگر از علل بوی بد دهان عدم استفاده از مسواک و نخ دندان است.
 
بویی که در ماه مبارک رمضان از دهان خارج می ‌شود، به دلیل نخوردن غذا است. هنگام نخوردن غذا، بدن برای تولید انرژی به ذخایر چربی روی می آورد و طی سوختن چربی ها در کبد، کتون ها تولید می‌ شوند که باعث ایجاد این بو می شوند.
 
در روزهای اول ماه مبارک رمضان، به‌ دلیل این که کبد آمادگی کافی را برای سوزاندن مقدار زیادی چربی ندارد، این بو بیشتر است، اما به تدریج که توانایی کبد برای این کار بیشتر می ‌شود، مقدار کتون تولید شده کم می شود.

آن چه باید به آن توجه داشت، این است که این بو طبیعی است و نیاز به راه و روش‌ خاصی برای درمان ندارد. فقط می ‌توان با انجام کارهایی که در ذیل به آن اشاره می‌ شود از میزان آن کم کرد:
کسانی که غیر از ماه مبارک رمضان، در ایام دیگر سال هم در روزه می گیرند، کمتر دچار بوی بد دهان می‌ شوند، چون کبد آن ها آماده ‌تر است تا چربی‌ های اضافه را بسوزاند.
 
می ‌توان با مصرف غذاهای خنک، نعناع یا برخی سبزیجات خشک دیگر این بو را به طور موقتی از بین برد.

در افرادی که بعد از خوردن سحری مسواک نمی ‌زنند، به دلیل باقی ماندن غذاها در لا به‌ لای دندان‌ ها و در حفرات دهان این بو بیشتر و نامطبوع‌ تر است.

در طی روزهای معمولی به دلیل نوشیدن مایعات، آب و چای ، بزاق دهان پیوسته تازه می شود و این بو کمتر است، اما در روزه‌ داری به دلیل این که امکان تازه شدن آب دهان کمتر است، باقی ماندن غذاها در بین دندان ها همراه با تولید کتون ها، بوی بد بیشتری را ایجاد می‌ کند.
 
علت اصلی، چربی‌ ها هستند
دکتر مسعود کیمیاگر، متخصص تغذیه و رژیم درمانی، می‌ گوید: " در حالت روزه‌ داری و گرسنگی طولانی مدت، بعد از گذشت چند ساعت که ذخایر قندی بدن تمام می ‌شود، بدن برای تولید انرژی به چربی ها روی می ‌آورد. در اثر سوزاندن چربی ها، موادی به نام کتون در بدن ساخته می ‌شوند که بوی آنها از راه تنفس خارج می‌ شود. البته این موضوع در همه ی افراد، یکسان اتفاق نمی ‌افتد و در بعضی ها بیشتر و در برخی دیگر کمتر است."

بوی بد دهان در ماه رمضان، عمدتا به دلیل تولید ترکیبات کتونی است و ربطی به نوع ماده ی غذایی مصرفی در افطار و سحر ندارد. دکتر کیمیاگر می ‌گوید: "خوردن چربی ‌ها و گوشت‌ ها تاثیر چندانی در این امر ندارند. البته اگر میزان مواد قندی خورده شده بیشتر باشد، این بو کمتر خواهد بود. در کل، ماهیت روزه این‌ طور است که بدن باید چربی ‌های اضافه را بسوزاند و یکی از مزایای روزه گرفتن هم همین است. پس نباید زیاد نگران بود، زیرا با گذشت زمان این بوی ناخوشایند، کمتر می ‌شود. نکته ی قابل توجه آن است که این بو در افراد چاق کمتر و در خانم ‌ها و بچه‌ ها بیشتر است. همچنین در افرادی که بدون سحری روزه می ‌گیرند نیز زیاد است."
 
پس به خاطر بسپارید...
* در وعده ی سحری، طوری برنامه‌ ریزی کنید که فرصت کافی برای مسواک زدن و استفاده از نخ دندان را داشته باشید.
 
* از مصرف غذاهای خیلی داغ، تند، ترش و اسیدی خودداری کرده و یا حتی‌ المقدور کمتر مصرف کنید، زیرا با مصرف این نوع غذاها پُرزهای چشایی دهان دچار ساییدگی می ‌شوند و این کار به خشک شدن آب دهان کمک می کند و سبب بوی بیشتر دهان می‌ گردد. پس خوردن چای داغ یا آب ‌لیمو باید کم و یا به ‌طور کلی حذف شود.
 
* ماه رمضان، زمان خوبی برای تمرین کردن اصول غذایی با نظم خاص است. زیاد‌ه‌ روی در مصرف غذا را کنار بگذارید؛ مثلا اگر فردی هستید که زیاد قهوه و چای مصرف می‌ کنید، در این ماه از نوشیدن چای داغ اجتناب کنید. شاید خوردن چای داغ و مخصوصا پُررنگ در هنگام سحر برای دو ساعت کمک کننده باشد، اما در طول روز سبب خشکی دهان می ‌شود.
 
* سعی کنید غذاهای نرم ‌تر و لطیف ‌تر نظیر فرنی ‌ها و حریره ‌ها را بیشتر مصرف کنیم که پُرزهای دهان را نوازش داده و سبب تحریک غدد بزاقی‌ تان شود.
 
* از مصرف میوه‌ ها و سبزی‌ های ترش پرهیز کنید، زیرا این مواد غذایی سبب کاهش ترشح بزاق و خشکی دهان می ‌شوند.
به‌ طور کلی، خوردن غذاهای خشک به همراه نزدن مسواک و افزایش جرم‌ های دندانی، غدد ترشحی بزاق را مسدود کرده و ترشح بزاق را به شدت کم می ‌کنند. لذا بوی بد دهان تشدید می شود.

منبع : تبیان

دوشنبه 04 خرداد 1394 :: 08:50 :: نويسنده : iran60

عکس سه عاشق

جدیدترین تصویر علی دایی در صفحه اجتماعی اش حكایت از حال و روز این روزهای وی بدون حضور در عرصه پر تب و تاب فوتبال دارد.

علی دایی در كنار مادر و دخترش

جدیدترین تصویر علی دایی در صفحه اجتماعی اش حكایت از حال و روز این روزهای وی بدون حضور در عرصه پر تب و تاب فوتبال دارد.

علی دایی در كنار مادر و دخترش

علی دایی در سال ۱۳۴۸ در استان اردبیل و در شهرستان اردبیل محله خیرال متولد شد. در سال ۱۳۶۶ در رشته مهندسی عمران در دانشگاه شریف پذیرفته شد، اما به دلیل بازی فوتبال در گزینش ورود به دانشگاه رد شد. همان سال در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب هم قبول شد و دو ترم هم به دانشگاه رفت؛ ولی در سال ۱۳۶۷ دوباره در کنکور شرکت کرد و این‌بار بدون آن که گزینش گریبان‌گیرش شود در رشته متالورژی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و لیسانس خود را بهمن ماه سال ۱۳۷۱ از همان دانشگاه دریافت کرد.

او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه آزاد ادامه داد. وی متاهل است و اکنون ساکن محله شهرک غرب در تهران می‌باشد. وی دارای دو دختر است، نورا و دختر دیگرش دنیز نام دارد.

منبع : jamnews

دوشنبه 04 خرداد 1394 :: 08:47 :: نويسنده : iran60

عکس عروسی فرزاد حسنی

هیچ وقت اون روزی که شماره فرزاد حسنی روی تلفنم افتاد رو فراموش نمی کنم؛ البته نه اینکه قبلش با هم ارتباط نداشتیم ها نه، ولی اون روز یه انرژی و هیجان دیگه ای تو صداش بود. (اصولا خیلی کم پیش میاد فرزاد از اتفاقی هیجان زده شه!) وقتی گفت داداش دارم ازدواج می کنم رو هیچ وقت یادم نمی ره

روایت خبرنگاری که اولین بار خبر ازدواج فرزاد حسنی و آزاده نامداری را رسانه ای کرد

شخصا از فرزاد حسنی به خاطر سکوت معنادارش بعد از انتشار گفتگوی جنجالی آزاده نامداری تشکر می کنم که حداقل با قفل زدن به زبانش اجازه نداد بیشتر از این حیثیت و حرمت صداوسیمای ایران از بین برود.
 هیچ وقت اون روزی که شماره فرزاد حسنی روی تلفنم افتاد رو فراموش نمی کنم؛ البته نه اینکه قبلش با هم ارتباط نداشتیم ها نه، ولی اون روز یه انرژی و هیجان دیگه ای تو صداش بود. (اصولا خیلی کم پیش میاد فرزاد از اتفاقی هیجان زده شه!) وقتی گفت داداش دارم ازدواج می کنم رو هیچ وقت یادم نمی ره. اولش فکر می کردم داره شوخی می کنه، چون تو ذهن خودم همیشه فرزاد رو پسر مستقلی می دیدم و بعید می دونستم از مجرد بودنش ناراضی باشه، ولی اون روز تمام تصوراتم نسبت بهش عوض شد.

به من گفت به خاطر اینکه رسانه ها استنباط و متن شخصی شون رو ننویسن، دوست دارم خودت یه متن خوشگل واسه ازدواج من و آزاده بنویسی و منتشر کنی. از اونجایی که شخصا علاقه زیادی به فرزاد دارم، با ذوق تمام شروع کردم به نوشتن متن ازدواج غیرمنتظره اش با آزاده نامداری. آنقدر برایشان خوشحال بودم که خواب از سرم پریده بود و چون خودِ فرزاد به شدت اهل قلمه، باید متنی می نوشتم که به دلش می نشست و بعد از تاییدش اون رو برای انتشار به رسانه ها می فرستادم.

خلاصه اولین بار متن ازدواج رسمی فرزاد حسنی و آزاده نامداری رو در روزنامه تماشا منتشر کردم که حسابی سروصدا کرد. چند روز بعدش هم که به یکی از خیابان های غربی تهران رفتم و فرزاد که اون روز حلقه دست چپش بدجوری تو چشم می زد، یک فلش بهم داد تا عکس های مراسم عقدشون در جماران رو به همراه عکس های یادگاری شان با حاج حسن خمینی منتشر کنم. نمی تونم فراموش کنم حساسیت های عجیب فرزاد در شب نوشتن روایت مراسم عقدشون تو جماران رو.

فرزاد حسنی: الو... من دارم عروسی می کنم!

اون شب فرزاد خان حسنی برای اینکه متنی شایسته مراسم عقدشون در محضر حاج حسن خمینی منتشر شود، تا 12 شب من رو تو دفتر تحریریه نگه داشت و بالاخره تایید متن رو ازش گرفتم و برای چاپ تو روزنامه تماشا فرستادم. بیاین گوشه ای از متن مراسم عقدشون رو با هم مرور کنیم: « پنج شنبه 6 تيرماه 1392؛ ساعت 11 صبح؛ كوچه پس كوچه هاي جماران براي رقم خوردن اتفاقي بزرگ لحظه شماري مي كنند. اينجا ميزبان كسانيست كه سال ها برايمان حرف زده اند، اجرا كرده اند و حتي بعضي وقت ها از حقوق مان دفاع كرده اند. «فرزاد حسني» و «آزاده نامداري» پنج شنبه به جماران رفتند تا حاج سيدحسن خميني نوه به تعبير داماد «آن تير مُراد»‌ خطبه عقدشان را جاري كند تا رسما همسر يكديگر شوند.

فرزاد حسني و آزاده نامداري به همراه خانواده هايشان وارد حسينيه جماران ميعادگاه عاشقان روح الله شدند و بعد از دقايقي جهت جاري شدن صيغه عقد به دفتر حجت الاسلام حاج سيدحسين خميني وارد شدند. فرزاد حسني و آزاده نامداري كه دلشان پر از شوق و دلهره بود، دقايقي بعد با حاج سيدحسن خميني روبه رو شدند و بعد از ورود ايشان و خوشرويي هميشگي شان كه موروثي حضرت امام (ره) است، حاج سيدحسن خميني ابتدا به خوش و بش با فرزاد حسني پرداخت و از او درباره مشغوليت هاي اين روزهايش پرسيد كه آقا داماد توضيحاتي درباره مجموعه رالي ايراني به تهيه كنندگي سعيد ابوطالب خدمت ايشان ارائه كرد. حجت الاسلام سيدحسن خميني سپس با آزاده نامداري سلام و عليك كرد و درباره مشغوليت هاي اين روزهاي او پرسيد كه مشخص شد عروس خانم اين روزهاي تلويزيون ايران، مشغول تحصيل در رشته روانشناسي است.

بعد از چند دقيقه اي مراسم عقد اين دو مجري تواناي تلويزيون آغاز شد؛‌ حاج سيدحسن خميني وكالت آزاده نامداري را برعهده گرفت و حاج آقا رحماني وكيل فرزاد حسني شد تا اين مراسم با شكوه ويژه اي انجام شود. بعد از جاري شدن خطبه عقد با لحن زيبا و روحاني حجت السلام سيدحسن خميني، ايشان فرمودند: «انشالله كه خداوند اين ازدواج را براي اين دو جوان امروز ما مبارك گرداند و درهاي رحمت و خير و بركت خود را به روي اين خانواده تازه شكل گرفته باز كند. انشالله خداوند دل هاي اين دو جوان را روز به روز به هم با محبت تر قرار دهد و صفا و صميميت را بزرگ ترين سرمايه زندگي آقا فرزاد و آزاده خانم نمايد. انشالله خداوند محبت پيامبر (ص) و اهل بيتش را سرمايه هميشگي اين خانواده گرداند و اين ازدواج را باعث اتمام رحمت، اكمال نعمت و وسعت رزق قرار دهد. انشالله خداوند فرزند صالحي به ايشان عطا كند كه نور چشم خود و خانواده هايشان باشد و سربازان خوبي براي امام زمان باشند. اميدوارم اين ازدواج طولاني و همچنين زندگي توام با خلوص نصيب شان كند.»

حالا اما سه ماهی از جدایی بی سروصدای فرزاد حسنی و آزاده نامداری می گذره. اهالی مطبوعات و رسانه همگی در جریان این اتفاق تلخ بودن، اما هیچ کس به حرمت حفظ حریم شخصی آنها دست به قلم نبرد و به قول رسانه چی ها گفتیم داستان رو زیر سیبیلی رد کنیم! ولی دو روز پیش آزاده نامداری با گفتگویی جنجالی همه چیز رو رسانه ای و رسما خبر جدایی اش از فرزاد حسنی رو اعلام کرد. شنیدن این خبر همان سه ماه پیش آنقدر تلخ بود که چند روزی بهش فکر می کردم. آنقدر تلخ که حتی رویم نمی شد به فرزاد زنگ بزنم و دلداریش بدم. اصلا باورم نمی شد اون همه هیجان و ذوق یکدفعه و قبل از اینکه حتی زیر یک سقف بروند در نطفه خفه شود و تبدیل به یک حسرت بزرگ در زندگی هردویشان شود.

تنها یک سوال از آزاده نامداری دارم؛ خانم نامداری... شما که می دانستی بهتر است این آتش زیر خاکستر و محرمانه بماند، چرا اینگونه خبر طلاق تان را رسانه ای کردید؟ مگر نه اینکه شما مجری تلویزیونی هستید که میلیون ها بیننده پای حرف هایتان می نشینند، بهتان اعتماد می کنند و شما و همکارانتان را الگوی زندگیشان قرار می دهند؟ چرا فرزاد با آن زبان نیش دار و تند و البته بی پروایش (که بارها و بارها چوبش را خورده)، قفل سکوت به زبانش زده و لام تا کام حرف نمی زند؟ اینکه همیشه چهره های سرشناس از مطبوعاتی ها شاکی اند که چرا در زندگی ما سرک می کشید را همه می دانیم، پس چطور شد شما این بار خودت پیش قدم شدی؟ چطور می شود یک زن ایرانی با این صراحت و بی هیچ ابایی در حرف هایش بگوید «قبل از اینکه همسر کسی باشم، مجری تلویزیونم!» خانم نامداری... یعنی مجری بودن در تلویزیون اینقدر با ارزش تر از همسر یک مرد ایرانی بودن است؟ منِ مخاطب دیگر چگونه می توانم پای حرف های شما در تلویزیون بنشینم و شما از راز و رمز موفقیت و اصالت یک زن ایرانی برایمان حرف بزنید و از خانه داری و همسرداری یک زن برایمان بگویید؟

شخصا از فرزاد حسنی به خاطر سکوت معنادارش بعد از انتشار گفتگوی جنجالی آزاده نامداری تشکر می کنم که حداقل با قفل زدن به زبانش اجازه نداد بیشتر از این حیثیت و حرمت صداوسیمای ایران از بین برود. خانم نامداری... من نمی دانم در زندگی خصوصی شما دو نفر چه اتفاقاتی افتاده است، اصلا هم نه به من و نه به هیچ کسی در این کُره خاکی ارتباطی ندارد، اما از شما که به واسطه آنتن تلویزیون ایران تبدیل به یک چهره سرشناس شده اید انتظار می رفت کمی دقیق تر به حساسیت جایگاه تان و بازتاب منفی انتشار حرف هایتان فکر می کردید و بعد تصمیم می گرفتید.

من به واسطه دوستی با فرزاد حسنی و صحبت های چند روز اخیرمان با صراحت می گویم او به شدت ناراحت است و البته ما همه متعجبیم از این همه عجولانه رفتار کردن شما. خانم نامداری... دیگر همه می دانیم خیلی از چهره ها که شهرت شان هم اندازه شما یا بیشتر هم هست، از همسرشان جدا شده اند اما هنوز یا شاید هم تا ابد این اتفاق تلخ را در بوق و کرنا نمی کنند و با مطمئن باشید هیچ گاه با افتخار از آن حرف نمی زنند.

امیدوارم دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست در میان اهالی هنر نباشیم تا هر کسی که از راه می رسد به خودش جرات ندهد بگوید فضای این عالم مسموم و ناسالم است.

ریتم زندگی

یکشنبه 03 خرداد 1394 :: 13:07 :: نويسنده : iran60

بازیکن 5 میلیون دلاری

باشگاه الزمالک مصر با الاهلی عربستان بر سر انتقال دائمی محمد عبدالشافی معروف به شیفو در برابر 5 میلیون دلار به توافق رسیدند.

این بازیکن در نیم فصل پس از مصدومیت ستاره الاهلی، منصور الحربی به صورت قرضی به این باشگاه منتقل شد.

الاهلی که در مرحله یک شانزدهم نهایی لیگ قهرمانان آسیا بازی رفت را با نتیجه 1-0 به نفت تهران واگذار کرده است امید دارد تا در جده و در استادیوم ملک عبدالعزیز این شهر بتواند نتیجه را جبران کند.

این باشگاه از هم اکنون محصولات تبلیغاتی باشگاه را برای فروش در مرحله بعدی آماده کرده است.

یکشنبه 03 خرداد 1394 :: 11:00 :: نويسنده : iran60

جنجال تازه آزاده نامداری و فرزاد حسنی

این رفیق شفیق فرزاد حسنی از تایید رسمی خبر طلاق که بعد از ۳ ماه توسط آزاده نامداری صورت گرفت انتقاد می کند، در حالیکه باید از او به خاطر ارزش نهادن به حساسیت مردم و تعیین تکلیف اخبار متناقض در ۳ ماه اخیر متشکر بود.مگر می شود طلاق یک زوج مشهور آن هم در سطح فرزاد حسنی و آزاده نامداری تا ابد مخفی بماند؟فرزاد حسنی چه در سر داشت که با تایید خبر طلاق بعد از ۳ ماه،برآب شد؟

رفیق شفیق فرزاد حسنی از تایید رسمی خبر طلاق که بعد از 3 ماه توسط آزاده نامداری صورت گرفت انتقاد می کند، در حالیکه باید از او به خاطر ارزش نهادن به حساسیت مردم و تعیین تکلیف اخبار متناقض در 3 ماه اخیر متشکر بود.مگر می شود طلاق یک زوج مشهور آن هم در سطح فرزاد حسنی و آزاده نامداری تا ابد مخفی بماند؟

یکی از خبرنگاران نزدیک به فرزاد حسنی که به گفته خودش ارتباط تنگاتنگی با این مجری با سابقه دارد و خبر ازدواج فرزاد حسنی و آزاده نامداری با قلم وی در رسانه ها منتشر شده، در واکنش به مصاحبه اخیر آزاده نامداری و تلاش وی برای اقناع افکار عمومی که در ۳ ماه اخیر به شدت تحت تاثیر خبر اختلاف و طلاق این دو زوج محبوب قرار داشته است،نوشت:

حمله رسانه ای یاران فرزاد حسنی به آزاده نامداری!

«تنها یک سوال از آزاده نامداری دارم؛ خانم نامداری… شما که می دانستی بهتر است این آتش زیر خاکستر و محرمانه بماند، چرا اینگونه خبر طلاق تان را رسانه ای کردید؟ مگر نه اینکه شما مجری تلویزیونی هستید که میلیون ها بیننده پای حرف هایتان می نشینند، بهتان اعتماد می کنند و شما و همکارانتان را الگوی زندگیشان قرار می دهند؟ چرا فرزاد با آن زبان نیش دار و تند و البته بی پروایش (که بارها و بارها چوبش را خورده)، قفل سکوت به زبانش زده و لام تا کام حرف نمی زند؟ اینکه همیشه چهره های سرشناس از مطبوعاتی ها شاکی اند که چرا در زندگی ما سرک می کشید را همه می دانیم، پس چطور شد شما این بار خودت پیش قدم شدی؟ چطور می شود یک زن ایرانی با این صراحت و بی هیچ ابایی در حرف هایش بگوید «قبل از اینکه همسر کسی باشم، مجری تلویزیونم!» خانم نامداری… یعنی مجری بودن در تلویزیون اینقدر با ارزش تر از همسر یک مرد ایرانی بودن است؟ منِ مخاطب دیگر چگونه می توانم پای حرف های شما در تلویزیون بنشینم و شما از راز و رمز موفقیت و اصالت یک زن ایرانی برایمان حرف بزنید و از خانه داری و همسرداری یک زن برایمان بگویید؟

شخصا از فرزاد حسنی به خاطر سکوت معنادارش بعد از انتشار گفتگوی جنجالی آزاده نامداری تشکر می کنم که حداقل با قفل زدن به زبانش اجازه نداد بیشتر از این حیثیت و حرمت صداوسیمای ایران از بین برود. خانم نامداری… من نمی دانم در زندگی خصوصی شما دو نفر چه اتفاقاتی افتاده است، اصلا هم نه به من و نه به هیچ کسی در این کُره خاکی ارتباطی ندارد، اما از شما که به واسطه آنتن تلویزیون ایران تبدیل به یک چهره سرشناس شده اید انتظار می رفت کمی دقیق تر به حساسیت جایگاه تان و بازتاب منفی انتشار حرف هایتان فکر می کردید و بعد تصمیم می گرفتید.

من به واسطه دوستی با فرزاد حسنی و صحبت های چند روز اخیرمان با صراحت می گویم او به شدت ناراحت است و البته ما همه متعجبیم از این همه عجولانه رفتار کردن شما. خانم نامداری… دیگر همه می دانیم خیلی از چهره ها که شهرت شان هم اندازه شما یا بیشتر هم هست، از همسرشان جدا شده اند اما هنوز یا شاید هم تا ابد این اتفاق تلخ را در بوق و کرنا نمی کنند و با مطمئن باشید هیچ گاه با افتخار از آن حرف نمی زنند.

امیدوارم دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست در میان اهالی هنر نباشیم تا هر کسی که از راه می رسد به خودش جرات ندهد بگوید فضای این عالم مسموم و ناسالم است.»

این رفیق شفیق فرزاد حسنی از تایید رسمی خبر طلاق که بعد از ۳ ماه توسط آزاده نامداری صورت گرفت انتقاد می کند، در حالیکه باید از او به خاطر ارزش نهادن به حساسیت مردم و تعیین تکلیف اخبار متناقض در ۳ ماه اخیر متشکر بود.مگر می شود طلاق یک زوج مشهور آن هم در سطح فرزاد حسنی و آزاده نامداری تا ابد مخفی بماند؟فرزاد حسنی چه در سر داشت که با تایید خبر طلاق بعد از ۳ ماه،برآب شد؟

اظهارات آزاده نامداری منطقی،منصفانه و ضمن رعایت حقوق و حریم فرزاد حسنی مطرح شده است.او گفته است “راستش را می گویم. هر کسی از من سوال کند، تیتر راست آن اتفاق را می گویم، اما جزئیات زندگی ام به خودم مربوط است.”؛”عشق، شکست ندارد. مثل آب تصفیه نشده یکسری ناخالصی هایی باعث می شود رابطه ات به سرانجام نرسد. دو تا آدم با هم هماهنگ نبودند و به هر دلیلی، نشده که با هم بمانند. این اسمش شکست نیست. اگر عاشق کسی باشی هیچ وقت نمی توانی پرونده اش را ببندی.”؛”آزاده نامداری که الان روبروی تو نشسته، قطعا زندگی اش آبستن یک اتفاق بوده و هر جوری هم که مدیریت کرده نتوانسته جلوی رخداد بیرونی این اتفاق را بگیرد، اما من اصلا سعی نمی کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده است.” 

حال باید پرسید چرا یاران فرزاد حسنی از این اظهارات متمدنانه بر آشفته اند؟چون موازین مردسالارانه را رعایت نکرده و یا مثل هندوها شوهر را سایه خدا بر روی زمین ندانسته و گفته است که “من قبل از اینکه همسر کسی باشم،آزاده نامداری هستم”؟! اگر آزاده نامداری بودن و در واقع حفظ هویت کمتر از همسر یک مرد ایرانی بودن است پس قطعا فرزاد حسنی بودن نیز کمتر از شوهر یک زن ایرانی بودن است.بدیهی است طرح این مسائل غیر منطقی حربه ای برای تخریب چهره آزاده نامداری ضمن حفظ مظلومیت فرزاد حسنی است.

لازم به ذکر است که نگارنده خود نیز از علاقه مندان به فرزاد حسنی بوده و معتقد است که او با عملکرد خود در برنامه کوله پشتی دین خود را به وجدان بشری و عالم انسانیت ادا کرده است.
 

منبع : تیر

یکشنبه 03 خرداد 1394 :: 10:56 :: نويسنده : iran60

عکس بهترین کنکور دنیا

در افغانستان اینگونه کنکور می دهند

در افغانستان اینگونه کنکور می دهند

شنبه 02 خرداد 1394 :: 17:26 :: نويسنده : iran60

 عکس اسپرت عمو پوررنگ


 تیپ جدید عمو پورنگ

 

شنبه 02 خرداد 1394 :: 17:21 :: نويسنده : iran60
سکوت صدای دیدنی ها+ عکس
صحبت از پیشکسوتی است که این روزها با وجود اینکه مدت‌هاست از کارش دور شده ولی همچنان از زندگی‌اش لذت می‌برد و امیدوار است و تنها آرزویش این است که آنقدر زنده بماند تا موفقیت نوه‌هایش را ببیند.

 صحبت از پیشکسوتی است که این روزها با وجود اینکه مدت‌هاست از کارش دور شده ولی همچنان از زندگی‌اش لذت می‌برد و امیدوار است و تنها آرزویش این است که آنقدر زنده بماند تا موفقیت نوه‌هایش را ببیند. او اکنون 74 سال دارد اما معتقد است هنوز پیر نشده و مشتاقانه دوست دارد یک‌بار نقش پیرمردی را بازی کند که دچار بیماری آلزایمر شده است. 

اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

 جلال مقامی که صدا و چهره‌اش برای همه‌ی ما یادآور فیلم‌ها و سریال‌های جذاب و برنامه‌ی خاطره‌انگیز «دیدنی‌ها»ست، چند ماه قبل بر اثر فشار کاری، دچار کسالت و به لحاظ تکلم دچار مشکل شد؛ او خوشبختانه این روزها حالش خوب است و دوباره صدایش را به دست آورده، اما هنوز هم در اغلب جمله‌هایش رنگ و بویی از نگرانی برای بازگشت کامل صدایش به چشم می‌خورد.

مقامی ابتدا به بیماری‌ اخیرش و اینکه چه زمانی به سر کار برمی‌گردد اشاره کرد و گفت: کسی که سال‌هاست، بالای نیم قرن، با صدایش هنرنمایی کرده و با میکروفن سروکار داشته حالا صدایش دچار مشکل شده است. می‌خواستم به سر کارم برگردم اما دیدم هنوز آن‌طور که می‌خواهم در گفتارم مسلط نشدم، زمانی دلم می‌خواهد به سر کارم برگردم که خودم از خودم راضی باشم؛ البته دیگر مثل قبل نمی‌توانم کار کنم؛ چراکه یکی از دلایل همین سکته‌ای که داشتم فشار کاری و ترافیک بود؛ ضمن اینکه دیگر نیازی هم به کار کردن ندارم، آن هم برای این نوع دوبله. آن زمان فیلم‌های سینمایی با ارزش بودند و آثار بزرگترین نویسندگان دنیا به فیلم تبدیل می‌شد و ما آن فیلم‌ها را برای اکران در سینماها دوبله می‌کردیم. دیگر آن روزها گذشت.

صدایم هنوز آن‌طور که می‌خواهم نشده
او ادامه داد: خودم در مورد صدایم احساس می‌کنم هنوز صدایی که می‌شناسم، نیست؛ البته ان‌شاءالله درست می‌شود. سکته اصولا در یک لحظه می‌آید ولی وقتی می‌خواهد تشریفش را ببرد چندین ماه طول می‌کشد. صبح آن روز که سکته کردم سرویس رادیو البرز به دنبالم آمد. سوار ماشین شدم و تا آن لحظه هم با کسی حرف نزده بودم که راننده به من سلام کرد و من آمدم جوابش را بدهم دیدم نمی‌توانم حرف بزنم. همان موقع بود که راننده تاکسی سریعا مرا به بیمارستان منتقل کرد و خودم هم باورم نمی‌شد که نمی‌توانم حرف بزنم. آن روز اتفاقا اجرای برنامه زنده رادیویی هم داشتم که راننده گفت رادیو را ول کن، برویم بیمارستان، در نهایت مرا به بیمارستان قائم منتقل کردند و خدا را شکر پس از مدت‌ها استراحت و مراقبت الان به اینجا رسیدم و ظرف یکی دو ماه آینده بهتر هم می‌شوم؛ البته شنونده در صدایم احساسی ندارد، ولی من خودم احساس می‌کنم صدایم آن‌طور که باید باشد، نشده است. خدا را شکر خیلی نیاز به کار ندارم، ولی در عین حال هنوز این توانایی را در خودم حس می‌کنم که می‌توانم به سرکار برگردم.

این گوینده پیشکسوت رادیو در ادامه از اینکه دوستان قدیمی‌اش یادی از او نمی‌کنند، گلایه کرد. 

اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

 مقامی گفت: زمانی که در بستر بیماری به سر می‌بردم به غیر از مدیران رادیو البرز و دانش، شهردار کرج، آقای ترازنده(مدیر واحد دوبلاژ)، آقای نقیعی، مسوولان دوبلاژ، بهرام زند، ایرج رضایی، خسرو خسروشاهی و منوچهر والی‌زاده دیگر هیچ‌کس سراغم را نگرفت. انگار رادیویی‌ها با معرفت‌تر هستند. من بیمه سازمان صداوسیما و کارمند رسمی‌اش هم نیستم، اما با این حال واحد دوبلاژ این محبت را در حق من کرد و هزینه بیمارستان را تقبل کرد؛ البته ناگفته نماند که شخصا توان پرداختش را داشتم و هیچ نیازی به کمک نداشتم، اما دوستان محبت کردند و من از همه آن‌ها تشکر می‌کنم. از طرفی دیگر همین که دوستان من از تهران برای دیدنم به کرج آمدند خیلی برایم خوشایند بود و همین حضورشان برایم در آن لحظه یک دنیا ارزش داشت.

انگار گویندگان جدیدمان حس دوبله ندارند
مجری «دیدنی‌ها» همچنین درباره لزوم داشتن استعداد در دوبله و با علاقه کار کردن در این حرفه خاطرنشان کرد: گویندگان جدید ما انگار حس ندارند. به عنوان مثال آن زمان فرض کنید آثاری چون «شکوه علفزار»، «از اینجا تا ابدیت» و ... که با حضور بازیگران معروف همراه بودند را دوبله می‌کردیم، سعی می‌کردیم حس را از خود بازیگر بگیریم و به خودش تحویل بدهیم. در این زمینه معتقدم دوبلور خوب آن است که از خود بازیگر حس را بگیرد. به نظرم این حس را هیچ استادی نمی‌تواند به شاگردش یاد بدهد. استاد فقط تکنیک دوبله را یاد می‌دهد و حس دوبله بستگی به خود گوینده دارد. جوانان حال حاضر ما هم گناهی ندارند؛ چراکه کارها عجله‌ای شده و اول سرعت مهم شده است. اینکه در یک روز یک فیلم را دوبله می‌کنند خیلی بد است، زمان ما اینطور نبود. اگر اواسط کار قسمتی از یک سکانس خراب می‌شد، باید آن‌را از نو شروع می‌کردیم ولی حالا اینطور نیست.

او اضافه کرد:‌ متأسفانه از طرفی، دیگر فیلم خوب برای دوبله نداریم که شخصیت‌هایی داشته باشد که مثل گذشته در خاطره‌ها بمانند. وقتی به جای یک کاراکتری حرف می‌زنیم که شخصیت دارد خیلی فرق دارد تا اینکه مثلا در کاری مثل «هشدار برای کبری 11» و ... صحبت کنیم. من در سری اول «هشدار برای کبری 11» به جای بازیگر نقش سمیر حرف می‌زدم که به خاطر یک مساله‌ای بعدها به سراغ آقای افشین ذی‌نوری رفتند که او هم جوان بسیار بااستعدادی است اما متأسفانه شرایط دوبله خیلی فرق کرده است. در حال حاضر در شرایط فعلی فقط گفتار در دوبله می‌ماند. مهم‌تر این است که فیلم‌ها دیگر بازیگر محبوبی ندارند؛ به عنوان مثال در سریال «هشدار برای کبری 11» حتی خود من هم یادم نیست اسم بازیگرش چه بود.

مقامی در بخشی دیگر به فشردگی کار دوبله و اینکه چطور در یک روز یک فیلم را دوبله می‌کنند، اشاره کرد و یادآور شد: در حال حاضر اکثرا کارها در یک الی دو روز دوبله می‌شوند، به ویژه فیلم‌های اکشن که همه آنها در یک روز دوبله می‌شوند. امکانی که آن موقع برای ما در دوبله وجود داشت دیگر نیست، وگرنه استعداد که فقط متعلق به منِ مقامی یا چنگیز جلیلوند و امثال ما نیست. این همه جوان و علاقه‌مند در این حرفه هستند ولی امکانات است که فرق کرده است. ما آن زمان می‌رفتیم به سینما و دوبله‌های خودمان را نگاه می‌کردیم؛ ضمن اینکه آن زمان وسایلی مثل ماهواره، ویدئو و ... نبود و سینما اولین و آخرین سرگرمی مردم بود. یادش بخیر به یاد دارم آن زمان مردم از فیلم‌هایی مثل «لارنس عربستان»، «شکوه علفزار» و ... خیلی استقبال می‌کردند. 

اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

 در دوبله «لبه تاریکی» واقعا اشک می‌ریختم
این دوبلور قدیمی در همین راستا به گفته‌هایش افزود: وقتی فیلم‌های آن دوره به زبان فارسی دوبله می‌شد به دلیل اینکه کتاب‌هایش هم موجود بود، تأثیرگذارتر بود و همین کتاب ما را بیشتر راهنمایی می‌کرد که به عنوان مثال فلان کاراکتر کیست و چگونه باید رُل او را گفت. به عنوان مثال گریه کردن در دوبله تکنیک دارد و باید واقعا حس گریه را گرفت نه اینکه فقط صدا را لرزاند. به یاد دارم در سریال خارجی «لبه تاریکی» که صحبت می‌کردم، به جان دخترم قسم که دنیای من و دلیل زنده بودنم است، در آن فیلم واقعا گریه‌ام می‌گرفت و علتش هم این بود آن زمان دخترم یک ناراحتی داشت به همین خاطر واقعا در دوبله‌ی آن سریال تکان خوردم و در جاهایی که نیاز به گریه بود، رُلم را با اشک می‌گفتم.

مقامی در بخشی دیگر از گفت‌و‌گویش بار دیگر تاکید کرد: شرایط دوبله بسیار فرق کرده است و جوانان هم گناهی ندارند. دیگر کسی به دوبله فیلم‌ها توجه آنچنانی ندارد. مگر کسی دیگر به دنبال این می‌گردد که آیا این دوبله درست است یا خیر؟ به یاد دارم برای فیلم «شکوه علفزار» که اکران شد، وقتی رفتیم فیلم را ببینیم یکی از دوستان من در سینما از دختران و پسران حاضر در سالن پرسید «وارن بیتی» را دوست دارید؟ که آن زمان یادش بخیر من هم یک جوان 24 ، 25 ساله بودم، همه جوانان شلوغ بازی می‌کردند و وقتی متوجه شدند که گوینده‌اش من هستم باور کنید چنان به سمت من هجوم آوردند که خودم تعجب کردم. از طرفی وقتی می‌دیدم که مردم برای کارمان، سینما و دوبله ارزش قائل هستند خیلی خوشحال می‌شدم.

وی سپس در بخشی دیگر از صحبت‌هایش به ضرورت حرفه دوبله اشاره و تاکید کرد: وقتی یک کشور سینما و تلویزیون دارد، دوبله هم لازم است و باید باشد و خواهد بود و هیچ وقت هم نمی‌رود. دوبله در همه جای دنیا لازم است و ما نباید بگوییم دوبله بد است و گرفتن صدای سر صحنه خوب است.

حسرت گذشته را نمی‌خورم
او با یادآوری خاطرات گذشته‌ سپس گفت: حسرت گذشته‌ها را نمی‌خورم، مثلا چه کار باید می‌کردم که نکردم؟ قسمتم این بود که وارد این حرفه شوم، در حالی که اوایل، کار در سینما را دوست داشتم. من علاقه‌ی زیادی به کارگردانی داشتم ولی وارد کار دوبله شدم و خوشبختانه تا به حال هم، همه کارهایم را انجام دادم. به یاد دارم چندین سال گذشته یک بزرگداشت دربنیاد فارابی برایمان گرفتند که حامد بهداد هم در آنجا حضور داشت. وقتی در آن لحظه کلیپ مرا نشان دادند، حامد بهداد به سوی من آمد و گفت آقای مقامی شما به جای این هم هنرپیشه حرف زده بودید! که من در پاسخ به او گفتم تازه این بخشی از هنرپیشه‌هایی بود که من حرف زده بودم. از برنامه‌های رادیویی که در آنها حضور داشتم می‌توان به «کتیبه‌ها»،‌ «رنگین کمان»،‌ «گفته‌ها و ناگفته‌ها»، «عصر بخیر تهران» و... اشاره کرد که خوشبختانه همه برنامه‌های موفق بودند. حالا برگردم به گذشته و حسرت چه را بخورم؟

وی اضافه کرد: تقریبا اکثر فیلم‌هایی که حرف زدم را در خانه‌ام دارم، وقتی می‌بینم یاد گذشته‌ها می‌کنم و می‌گویم در فلان فیلم 25 سال داشتم و همین مرور گذشته‌ها مرا به دوران جوانی می‌برد.

مقامی سپس بیان کرد: روزها می‌گذرد و نباید حسرتش را خورد. اگر در گذشته آدمی کار مثبتی انجام نداده باشد، آن وقت بله، باید حسرت خورد ولی وقتی من کارهایم را در حد توان و استعدادم انجام دادم دیگر حسرتی نمی‌ماند؛ البته دلتنگی چیز دیگری است که نمی‌توان آنرا نادیده گرفت. به عنوان مثال سینماهایی که در گذشته بودند و حالا دیگر اثری از آنها نیست، این اتفاقات حسرت دارد. بعضی سینماهای قدیمی از بین رفتند. هنوز هم وقتی از کنار محل آنها رد می‌شوم یاد‌ آن روزهایی می افتم که پلاکارت سینما بالا بود و من جای آرتیست‌های اول فیلم در سن جوانی حرف می‌زدم. گاهی با خودم می‌گویم ای وای یعنی می‌شود جوانی‌ام برگردد؟ ولی وقتی می‌بینم نمی‌شود احساس تاسف و دلتنگی می‌کنم.

این دوبلور پیشکسوت کشورمان در ادامه به صمیمیت دوره گذشته دوبله اشاره کرد و یادآور شد: یک زمانی بود که دوستی‌های ما در واحد دوبلاژ با همکاران چقدر صمیمی بود. یادش بخیر سر روی شانه‌های همدیگر می‌گذاشتیم و در مشکلاتمان به هم دلداری می‌دادیم ولی الان شاید باور نکنید این چهار، پنج ماهی که من بیمار بودم از طرف دوستان قدیمی‌ام حتی تلفن هم نداشتم. من نمی‌دانم چه تغییری در کاراکترهای ما به وجود آمده که زحمت یک تلفن کردن و حال هم پرسیدن را هم به خودمان نمی‌دهیم. ما در دوبله نمی‌توانیم مانع هم شویم، حتی اگر خودمان را هم بُکشیم نمی‌توانیم دیگری را از زمینه دوبله حذف کنیم. آن زمان که تازه دچار ناراحتی شده بودم جالب است که یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت چه مشکلی پیش آمده؟ وقتی از او پرسیدم از کجا فهمید که من بیمار هستم، گفت فلانی گفت. برایم جالب بود که همان آدم اصلا حال مرا نپرسید و حتی یک تلفن نزد چطور به دیگران خبر داده است؟! ما با خیلی از دوستانمان 20-30 سال در کنار هم بودیم و دوستی واقعا خوبی داشتیم اما الان متاسفانه از حال هم خبر نداریم. 

اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

 همه ما آفتاب لب بوم هستیم
وی سپس اظهار تاسف کرد و گفت: این اتفاقات آدم را متاسف می‌کند. ما دیگر آفتاب لب بوم هستیم، چه اشکالی دارد در روزهای خوشی و بیماری از حال هم جویا شویم و کنار هم باشیم. مرور گذشته و دیدن دوستان قدیمی به آدم انرژی مثبت می‌دهد اما متاسفانه مدت‌هاست که ما از هم پراکنده شده‌ایم و انگار به کشور دیگری رفته‌ایم. فقط به این فکر هستیم که یک مصاحبه‌ای انجام شود تا خودمان را بالا ببریم. اینکه در این حوزه خودمان به خودمان نمره می‌دهیم یک روزی می‌رسد آنقدر باد می‌کنیم که می‌ترکیم. حرف من در اینجا این است که اجازه دهید مردم قضاوتتان کنند. گاهی مصاحبه‌های دوستانم را که می‌خوانم متعجب می‌شوم که چرا این حرف‌ها را زده است ما که در دوبلاژ نفر اول نداریم، همیشه تعدادی در این حرفه بودند و هستند که موفق‌تر هستند، اما نفر اول نداریم.

او در ادامه در زمینه استعداد جوانان در دوبله و پیشرفت آنها در این حوزه توضیح داد: جوانان در حال حاضر دیگر موقعیت مناسبی در این حرفه ندارند؛ وگرنه همه ما می‌توانیم به اندازه هم خوب باشیم. ما در دوبله چندین سلطان دوبله داریم و به یک نفر ختم نمی‌شود. چندی پیش در یک مصاحبه خواندم که یکی از همکارانم گفته بود جلال مقامی متاسفانه دیگر نمی‌تواند حرف بزند! این کارها یعنی چه؟! همین آدم حتی یک تلفن به من نکرد که ببیند آیا من واقعا می‌توانم حرف بزنم یا خیر؟ دوستان با این حرف‌ها به کجا می‌رسند؟!

این دوبلور قدیمی در ادامه همین بحث مطرح کرد: اگر مثلا 20 سال دیگر کار ما فراموش شود برای جوانان نسل امروز که به دوبله آمدند 10-15 سال دیگر برای آن‌ها این موقعیت‌ها دیگر پیش نمی‌آید. آن زمان بگویند جای چه کسی حرف زدند؟ مگر اینکه فقط سریال‌ها در یادشان بماند که آن هم، همه کره‌ای شده‌اند که بازیگر‌ان کره‌ای در خاطره‌ها نمی‌مانند. از یک فیلم فقط بخش‌های اکشن‌ها در خاطره‌ها و یادها می‌ماند. من فکر می‌کنم متاسفانه 10-15 سال دیگر، دوبله دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشد؛ البته خدا کند که این اتفاق نیفتد اما به نظرم می‌آید که 10-15 سال دیگر نه من حرفی برای گفتن دارم و نه آن‌هایی که فیلم‌ها را دیده‌اند، مگر اینکه شرایطی فراهم شود که فیلم‌های هالیوودی برای دوبله به ایران بیایند و آنها را در سینماها نشان بدهند. در هر صورت امیدوارم همه عزیزان در صحت و سلامت زندگی کنند.

در «دیدنی‌ها» نگران دوربین نبودم
وی گفت: نسل جدید ما الان دیگر با برنامه‌ای مثل «دیدنی‌ها» ارتباطی ندارند ولی تعجب می‌کنم که وقتی گاهی بخش‌هایی از برنامه در شبکه نسیم پخش می‌شود، نسل جوان هم هنوز به من می‌گویند چه برنامه جالبی بود. نسل گذشته هم می‌گویند «دیدنی‌ها» برایمان تداعی‌کننده دوران جوانی‌مان بود که با آن برنامه روزهایمان و زندگی‌مان را گذراندیم. آن زمان وقتی به من پیشنهاد شد که مجری «دیدنی‌ها» شوم فقط دو شبکه داشتیم. خیلی سال قبل شبکه دو این برنامه را پخش می‌کرد که به یاد دارم ساختمان شبکه دو در خیابان الوند و میدان آرژانتین بود که آن زمان آنجا تپه و خیابان‌های خاکی بود و من در آنجا سریال «شب‌های آنجلس» را بازی می‌کردم. «شب‌های آنجلس» پنج‌شنبه شب‌ها پخش می‌شد و به طور زنده هم به پخش می‌رسید، بنابراین تجربه اجرای برنامه زنده را داشتم، بنابراین خیلی از دوربین نگران نبودم.

مجری برنامه «دیدنی‌ها» در ادامه خاطرنشان کرد: تلاشم برای اولین بار که مقابل دوربین رفتم این بود که به خدا می‌گفتم طوری نشود که از فردای روزی که مشهور شدم بخواهم بادی به غبغب بیندازم. من در «دیدنی‌ها» با چشمانم با مردم حرف می‌زدم. به یاد دارم آن زمان که برنامه دیدنی‌ها به روی آنتن می‌رفت یک بانوی بزرگی که اهل ادب هم بود و اکنون اجازه ندارم اسمی از او ببرم همیشه به من می‌گفت مقامی تو آنقدر در چشمانت صداقت و صمیمیت داری که آدم حس می‌کند در خانه‌ها محرم هستی. آن زمان که برنامه «دیدنی‌ها» پخش می‌شد به دلیل اینکه در شرایط جنگی به روی آنتن می‌رفت و بخش عمده‌ای از برنامه‌های تلویزیون در زمینه جبهه بود، لازم بود این یک ساعت پخش شود تا روحیه مردم عوض شود. «دیدنی‌ها» واقعا آن زمان جایگاه دیگری داشت و مردم با دیدن آن نفس می‌کشیدند تا فقط مساله جنگ در تلویزیون مطرح نباشد و مردم بتوانند یک ساعتی هم استراحت کنند.
   اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

به من گفتن کاپشن امریکایی تنم کنم!
مقامی سپس در ادامه به تعریف خاطره‌ای از برنامه «دیدنی‌ها» که مربوط به طرز لباس پوشیدنش می‌شد، اشاره کرد و یادآور شد: به یاد دارم زمانی که این برنامه پخش می‌شد مدیر وقت شبکه دو مرا صدا کرد و گفت آقای مقامی می‌گویند شما مرتب لباس‌هایتان را تغییر می‌دهید! که من هم به او گفتم می‌گویند یا شما خودتان دیده‌اید؟ من آن زمان در پاسخ به آن مدیر شبکه گفتم یک مدیر نباید بگوید می‌گویند، بلکه باید خودش تلویزیون را ببیند، خودش نظر بدهد و سپس قضاوت کند. اگر شما خودتان برنامه را می‌دیدید و به من می‌گفتید که کدام لباس من ایراد داشت من خودم قبول می‌کردم. آن زمان به من می‌گفتند مثلا باید یک کاپشن آمریکایی تنم کنم و به روی آنتن بیایم که من گفتم من لیاقت این لباس را ندارم، اگر دوست دارید مجری را تغییر دهید؛ چراکه برایم مهم نبود و کار اصلی‌ام دوبلاژ بود و مرتب در دوبله کار می‌کردم؛ ضمن اینکه من هزینه لباس‌هایم را بر گردن تلویزیون نینداخته بودم و خودم آن‌ها را از قبل داشتم و می‌پوشیدم. لباس‌هایی که برای «دیدنی‌ها» تنم می‌کردم متناسب با برنامه بود. اگر برنامه مختص جنگ و جبهه بود آن زمان من حرف مدیر شبکه را قبول می‌کردم و می‌گفتم که لباس‌هایم مناسب جبهه نیست و نمی‌شود با کت و شلوار آجری رنگ برنامه‌ای درباره جنگ اجرا کرد.

او همچنین درباره‌ی تهیه‌کنندگی برنامه «دیدنی‌ها» توضیح داد: غلامحسین میرزاده تهیه‌کننده «دیدنی‌ها» بود که من همیشه ذکر خیر ایشان را می‌گویم. آن زمان به یاد دارم با تهیه‌کننده برنامه خیلی هم فکری می‌کردیم که برای «دیدنی‌ها» چکار کنیم. به یاد دارم بخش‌هایی از برنامه که مربوط به دوربین مخفی می‌شد و من از قبل آن‌ها را ندیده بودم، وقتی اتفاقاتی می‌افتاد، از خودم بداهه‌گویی می‌کردم و جملاتی را به کار می‌بردم که بعد از برنامه وقتی تهیه‌کننده مرا می‌دید از شدت خنده ریسه می‌رفت. زمان پخش «دیدنی‌ها» جوان بودم و خوشبختانه برنامه جذاب و موفقی از آب درآمد؛ نه مثل الان که دیگر ندیدنی‌ها شدیم. الان دیگر من پیر شده‌ام ولی خدا را شکر در سلامت به سرمی‌برم و همین برایم کافی است. فقط آرزو دارم که آنقدر زنده بمانم که موفقیت نوه‌هایم را ببینم. یکی از نوه‌هایم رشته سینما می‌خواند و در خارج از کشور در حال تحصیل است. دوست دارم آنقدر زنده بمانم که ببینم آیا در سینما موفق می‌شود.

این دوبلور پیشکسوت در ادامه به زمان و نحوه ورودش به عالم هنر اشاره کرد و گفت: اولین ورودم به کار هنری اینگونه بود که علاقه بسیاری به کارگردانی داشتم و حتی بیشتر از بازیگری آن را دوست داشتم و با وجود آنکه شش الی هفت فیلم و سریال بازی کرده بودم اما به نظرم یکی از یکی ناموفق‌تر بودند و ارزش آنچنانی نداشتند.

مقامی در ادامه‌ی همین مطلب در پاسخ به اینکه آیا دوبلورها برای بازیگری خوب هستند؟ پاسخ منفی داد و خاطرنشان کرد: دوبلورها برای بازیگری خوب نیستند؛ البته دوبلورهایی مثل زنده‌یاد نیکو خردمند، بهروز وثوقی و ... که واقعا کارشان حرفه‌ای بود، اگر بودند خوب بود ولی بقیه دوستان در سیما موفق نشدند. همیشه در صحبت‌هایم به دوستان دوبلوری که به عنوان بازیگر مقابل دوربین رفته‌اند عرض می‌کنم که ما همیشه عادت کرده‌ایم که با صدایمان هر حسی را به شنونده یا بیننده انتقال بدهیم؛ چراکه سال‌هاست این کار را کرده‌ایم. چند سال گذشته یک تئاتر از یکی از همکاران دوبلورم دیدم و بعد از اینکه نمایش تمام شد وقتی از من سوال کرد که کارش چطور است؟ به او گفتم خسته نباشید خوب بود ولی او از من خواست که واقعیت را بگویم و من به او گفتم شما اصلا بازی نمی‌کردید، انگار فراموشتان شده بود که روی صحنه هستید و فقط با صدایتان بازی می‌کردید. جالب است که برخی از همین دوستان، مدعی هم هستند که کارشان خیلی خوب است.

برخی دوبلورها خیلی به خودشان لطمه می‌زنند
این دوبلور پیشکسوت سپس به فعالیت‌های برخی دوبلورها در عرصه‌های خارج از دوبله اشاره کرد و گفت:‌ یکی از دوبلورها در شبکه نسیم تست بازیگری می‌گیرد؛ این در حالی است که وقتی یک نفر در زمینه بازیگری اطلاعاتی نداشته باشد نمی‌تواند تست بازیگری بگیرد و بهتر است یک کارگردان و یک هنرپیشه حرفه‌ای تست بازیگری بگیرد و داوری کند. من فکر می‌کنم برخی از دوستان نباید به سمت یکسری از کارها بروند. همیشه تأکید من این بوده که جایی نرویم که خودمان به خودمان لطمه وارد کنیم. بعد از برنامه «دیدنی‌ها» ده‌ها برنامه به من پیشنهاد شد که بروم ولی نپذیرفتم؛ چراکه دیدم واقعا فایده‌ای ندارند و همیشه این برایم مهم بوده که با یک برنامه در ذهن‌ها بمانم، همین برایم کافی است؛ چراکه معتقدم اگر بروم و وارد کاری بشوم و آن کار را خراب کنم دیگر ارزش «دیدنی‌ها» هم از بین می‌رود. در حال حاضر هم خوشبختانه جوانان زیادی وارد واحد دوبلاژ شده‌اند که همه آن‌ها بازی‌های خوبی دارند و با استعداد هستند. متأسفانه از برخی دوبلورهای قدیمی که در حرفه دوبله درجه یک بوده‌اند و هستند، به تازگی نقش‌هایی می‌بینم که خیلی به خودشان لطمه وارد می‌کنند. در چنین شرایطی ناراحت می‌شوم که چرا این اتفاقات می‌افتد.  

اخبار,اخبار فرهنگی,جلال مقامی

 

 او در بخشی از صحبت‌هایش در همین راستا اضافه کرد: به یاد دارم از همین دوبلورهای حرفه‌ای نقشی را دیدم که پشت به دوربین گریه می‌کرد و ما فقط صدای گریه‌اش را می‌شنیدیم. وقتی از او پرسیدیم که چرا پشت به دوربین کرده است، گفت آدم وقتی گریه می‌کند چهره‌اش زشت و دگرگون می‌شود! که این برای ما واقعا عجیب بود. صحبت من به دوستان فقط این است که اول خودشان را در کار بسنجند. وقتی چند فیلم و سریال بازی کردم الان که می‌بینم به این نتیجه می‌رسم که من اصلا به درد سینما نمی‌خورم. شاید اگر پیرتر شوم، با یک گریم متفاوت مقابل دوربین بیایم و بتوانم توانایی‌هایم را نشان بدهم. در همین زمینه اتفاقا یکی از دوستانم به نام ابوالفضل جلیلی همیشه به من می‌گفت می‌خواهم زندگی‌ات را بسازم و به صورت یک فیلم دربیاورم اما رفت و دیگر 10 سال است که از او خبری ندارم. خیلی دلم می‌خواهد رُل یک پیرمردی را بازی کنم که دچار آلزایمر شده است و یک اشکالی داشته باشد تا بتوانم توانم را نشان بدهم.

استفاده از صدای دوبلورها در تبلیغات چطور است؟
وی در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره‌ی انتقادهایی که به استفاده از صداهای ماندگار برای تبلیغات می‌شود از جمله صدای بهروز رضوی (گوینده رادیو) گفت: آقای رضوی در رادیو کار می‌کند؛ البته اوایل کارش ابتدا به دوبله آمد ولی به دلیل اینکه صدایش قابل انعطاف نبود من همان موقع به او گفتم که وقتش را در دوبله تلف نکند. خدا را شکر او در حال حاضر در گویندگی رادیو، نریشن و تبلیغات از هنرمندان موفق است و درآمدش هم بیشتر شده و در کارش خیلی هم موفق است ولی من او را به عنوان یک دوبلور نمی‌شناسم بلکه به عنوان یک گوینده رادیو می‌شناسم. متأسفانه برخی از دوبلورهای قدیمی‌مان صدایشان در تبلیغات خیلی شنیده می‌شود که فقط به خاطر بحث مالی است که به اعتقاد من به خاطر پول نباید هر کاری کرد. دستمزدی که می‌گیرند نوش جانشان باشد اما حرف من در بخش رزومه کاری است. من جلال مقامی مگر نمی‌توانم به تبلیغات بروم؟ یک جاهایی هست که آدم برای حفظ کارنامه‌اش نباید به فکر پول باشد.

و حرف آخر مقامی ...
این دوبلور پیشکسوت در پایان صحبت‌هایش گفت: به نام او که روی دشمن و دوست بر هر جا که باشید جانب اوست. دوست و دشمن همه رو به خدا هستند حتی آنان که دشمن هستند می‌دانند خدایی وجود دارد ولی غفلت می‌کنند. من فیلم‌های مستند را زیاد تماشا می‌کنم؛ چراکه معتقدم فیلم‌های مستند آدم را به خدا نزدیک‌تر می‌کند. وقتی دوربین به زیر دریا می‌رود و موجودات زیبا را به تصویر می‌کشد آدم با خودش می‌گوید خدایا چکار کرده‌ای، چه خبر است؟

جلال مقامی متولد سال 1320 از گویندگان، مدیردوبلاژان، بازیگران و مجریان قدیمی تلویزیون است. از مشهورترین آثار مقامی می‌توان به گویندگی‌اش در آثاری چون «لورنس عربستان به جای عمرشریف»، «شکوه علفزار»، «ارتش سری»، «پوآرو»، «شرلوک هلمز»، «هشدار برای کبری 11 به جای سمیر» اشاره کرد.

اخبار فرهنگی - ایسنا

دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: 10:44 :: نويسنده : iran60

خواننده های برتر پاپ ایران + عکس

در دنیای امروزی که تکنولوژی و اینترنت بخش اعظمی از وقت همه را به خود معطوف کرده، فعالیت در شبکه های اجتماعی جزو دغدغه های جذاب بسیاری از اهالی موسیقی شده و کار به رقابت های گاه و بیگاه نیز در این زمینه رسیده است.

 «اینستاگرام» به عنوان شبکه ای مجاز و البته محبوب در سطح جهان، جدیدترین پدیده ایست که توانسته جایگزینی مناسب برای فیس بوک و توییتر شود.

وسعت محبوبیتش جوری شده که دیگر خیلی ها از آن به عنوان رسانه ای قدرتمند یاد می کنند. در گزارش پیش رو نگاهی انداخته ایم به فعالیت های خواننده های پاپ داخلی و پرطرفدارترین خواننده ها در غول اشتراک گذاری عکس و تصویر تا جزئیاتی جالب را در اختیار شما قرار دهیم. جزئیاتی اعم از تعداد طرفداران هر خواننده در این شبکه اجتماعی و اینکه خواننده ها در صفحات شخصی شان بیشتر فعالیت هایشان در چه زمینه ای است.

1- سیروان خسروی- 668000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
«سیروان خسروی» خواننده و تنظیم کننده سرشناس موسیقی پاپ که بعد از انتشار قطعات «دوست دارم زندگی رو» و «به همین زودی» توانست طرفداران بیشتری را به آثار خود جلب کند، از محبوب ترین خواننده های شبکه مجازی اینستاگرام است. او بعد از چهره هایی چون «امیر تتلو» و چند خواننده دیگر بیشترین طرفدار را در فضای اینستاگرام دارد. از دلایل اصلی این موفقیت حضور فعلا سیروان پیش از همه گیر شدن این شبکه اجتماعی در ایران بود که باعث شد این خواننده بتواند خیلی زود در این شبکه اجتماعی مخاطبان زیادی را به خود جذب کند.

این خواننده با انتشار عکس هایی از خودش در «آکروپولیس آتن» و «برج ایفل»، آخرین فعالیت هایش را به طرفداران خود خبر داده است. سیروان خسروی 59 نفر را در اینستاگرامش دنبال می کند که از آن جمله می توان به چهره های مشهوری چون «کاوه یغمایی»، «محسن یگانه»، «بهنام صفوی»، «محمدرضا فروتن»، «مهراب قاسم خانی» و «سید محمد موسوی» اشاره کرد.

2- بابک جهانبخش- 558000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
جایگاه دوم لیست ما متعلق به «بابک جهانبخش» است. این خواننده در سال های اخیر با انتشار آلبوم هایی چون «اکسیژن»، «من و بارون» و «مدار بی قراری» فعالیت زیادی را در بازار موسیقی کشور داشته است که البته بسیاری معتقدند آلبوم های اخر او چندان نتوانسته اند مورد توجه دوستدارانش قرار بگیرد. جهانبخش در آخرین پست اینستاگرامش خبر از انتشار جدیدترین تک قطعه خود به نام «فراموش کردم» تا آخر فروردین ماه 94 خبر داده است. این قطعه با همکاری «انوشیروان تقوی»، «آرش پاکزاد» منتشر می شود. جهانبخش در صفحه اینستاگرامش 159 نفر را دنبال می کند که از آن جمله می توان به «وحید طالب لو»، «محسن یگانه»، «احسان خواجه امیری»، «رضا یزدانی»، «امید حاجیلی» و... اشاره کرد.

3- مرتضی پاشایی- 453000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
صفحه اصلی اینستاگرام مرحوم «مرتضی پاشایی» چند باری هک شده و آخرین صفحه این خواننده که در حال حاضر تحت مدیریت برادر این خواننده اداره می شود، حدود 445 هزار طرفدار دارد و همچنان نیز علیرغم اینکه چند باری این صفحه هک شد و دوباره از ابتدا شروع به کار کرد، جزو پرطرفدارترین صفحات در فضای مجازی خواننده های داخلی است. آخرین اخبار رسمی این هنرمند معمولا از طریق این صفحه تائید و تکذیب می شود. پدر و برادر «مرتضی پاشایی» نیز به واسطه همین صفحه توانسته اند طرفداران زیادی را در صفحات شخصی شان جذب نمایند.

4- بنیامین بهادری- 468000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی


«بنیامین بهادری» که با حضورش در برنامه ویژه عید «کلاه قرمزی» سر و صدای زیادی در فضای مجازی به پا کرد هم در اینستاگرام بسیار فعال است. به جز بنیامین، دخترش «بارانا» هم در این صفحه حضوری فعال دارد. هرچند صفحه شخصی دختر بنیامین نیز بالای صدهزار نفر طرفدار را توانسته به خود جلب کند. «بارانا بهادری» دختر شیرین زبان بنیامین خود دارای صفحه اینستاگرامی است که 118 هزار نفر او را دنبال می کنند و کم کم محبوبیتش از پدرش در حال پیشی گرفتن است. نکته جالب صفحه اینستاگرام بنیامین تعداد بالای دنبال کننده او است که «رستاک حلاج»، «رضا صادقی»، «مرتضی پاشایی»، «علی پهلوان» جز مشهورترین آنها هستند. گفتنی ست چندی پیش سلیم احمدی «مدیر برنامه بنیامین» خبر انتشار جدیدترین البوم در سال 94 با نام«انفجاریه، جهانیه» را به دوستداران این هنرمند مژده داد.

5- زانیار خسروی- 404000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
درست است که یک سال بیشتر از فعالیت رسمی و مجاز زانیار خسروی نمی گذرد ولی او به واسطه فعالیت غیررسمی اش در سال های گذشته طرفداران زیادی دارد. زانیار هم به همراه برادرش در هفته های گذشته در اروپا به سر می برد. این خواننده در آخرین پست خبر خود از جدیدترین اجرایش در 31 فروردین در ساری داده است. این خواننده جوان فقط 52 نفر را در صفحه اینستاگرامش دنبال می کند که «محسن یگانه»، «سام درخشانی»، «بهنام صفوی»، «کاوه یغمایی»، «سعید مدرس» جز هنرمندانی هستند که او پیگیر آنهاست.

6- محسن یگانه- 391000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی


رقابت بین زانیار و محسن یگانه بسیار نزدیک است. حالا که دارید این گزارش را می خوانید شاید جای این دو هنرمند تغییر کرده باشد. صفحه اینستاگرام یگانه این روزها حال و هوای «نگاه» دختر محسن را دارد و این خواننده بیشتر عکس های دخترش را به اشتراک می گذارد. یگانه در این شبکه مجازی 180 نفر را دنبال می کند که از بین آنها می توان به «سعید عرب»، «زانیار خسروی»، «علی لهراسبی»، «بابک جهانبخش»، «بنیامین بهادری» و «احسان خواجه امیری» اشاره کرد.

7- رضا صادقی- 284000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
«رضا صادقی» که یک ماهی از انتشار آلبوم جدیدش «فقط گوش کن» می گذرد در رتبه بعدی لیست سلاطین صدا در اینستاگرام است. صادقی در چند هفته گذشته با دعوت از دکتر ظریف به کنسرت 11 و 10 اردیبهشت خود سر و صدای عجیبی به پا کرده است. گفتنی است صادقی در صفحه اینستاگرامش 129 نفر را دنبال می کند. از «علی کریمی»، «علیرضا قربانی»، «امیر تتلو»، «بابک جهانبخش» بگیر تا «بابک صحرایی»، «ترانه مکرم» و...

8- مازیار فلاحی- 271000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی


مازیار فلاحی که آلبوم هایی چون «لعنت به من»، «قلب یخی»، «ماه هفتم» را در کارنامه هنری خوددارد از قدیمی های این شبکه در به اشتراک گذاری عکس است. مازیار در پست های اخیر در صفحه اینستاگرامش در مورد موضوع های روز مادر، قهرمانی کشتی ایران در جام جهانی و مذاکرات هسته ای به اظهارنظر پرداخته است. این خواننده نیز تعداد دنبال کننده هایش بسیار بالاست. فلاحی 1250 نفر رادر این شبکه مجازی دنبال می کند که بیشتر آنها طرفداران خود مازیار فلاحی هستند. فلاحی در آلبوم «تگرگ» میثم ابراهیمی به عنوان خواننده مهمان حضور داشت.

9- فرزاد فرزین- 252000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
فرزاد فرزین برخلاف فیس بوک که بیش از یک میلیون نفر طرفدار دارد در اینستاگرام چندان نتوانسته به موفقیت فیس بوک دست یابد. شاید علت این موضوع را فعال نبودن فرزاد در این شبکه اجتماعی می توان عنوان کرد. این خواننده و آهنگساز در پست های اخیرش خبر از انتشار سی دی کنسرت تصویری «شوک» توسط کمپانی هنر اول در ماه های آینده داده است. گفتنی است فرزاد فرزین 27 و 28 فروردین در تالا چیچک تبریز روی صحنه می رود. فرزاد فقط 31 نفر را در اینستاگرامش دنبال می کند که از این لحاظ می توان او را جزو صدرنشینان لقب داد. «علی لهراسبی»، «امیر میلاد نیکزاد»، «عماد طالب زاده»، «یاحا کاشانی» جزو کسانی هستند که فرزین پیگیر اخبار آنهاست.

10- احسان خواجه امیری- 198000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
احسان خواجه امیری که در آخرین ماه های سال گذشته آلبوم «پاییز، تنهایی» را با همکاری «روزبه بمانی»، «هومن نامداری»، «علیرضا افکاری» منتشر کرده، چندان در اینستاگرام فعال نیست. ولی همین فعالیت کم او هم نتوانسته باعث شود او طرفداران خود را نداشته باشد. احسان فعالیت کمی در اینستاگرام دارد و تاکنون فقط 64 عکس به اشتراک گذاشته است.

خالق آلبوم «عاشقانه ها» در آخرین پست های خود در اینستاگرام به موضوعات جالبی همچون تبریک روز مادر به مادر و همسرش، تشکر از دکتر ظریف، تبریک تولد رهبر ارکسترش «هومن نامداری» و... پرداخته است. گفتنی ست تور کنستر های اروپایی خواجه امیری اردیبهشت و خرداد امسال در کشورهای انگلیس و آلمان و... برگزار می شود. احسان در صفحه اینستاگرامش66 نفر را دنبال می کند که از مشهورترین آنها می توان به «زانیار خسروی»، «محسن یگانه»، «علی لهراسبی»، «علیرضا افکاری»، «بابک جهانبخش» و «بنیامین بهادری» اشاره کرد.

11- محمد علیزاده- 158000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
جدیدا عکس هایی از خواننده «دلت با منه» روی اینستاگرامش منتشر شد که حکایت از سفری به پاریس از سوی «محمد علیزاده» داشت. این خواننده که سال گذشته کنسرت های پرسروصدایی را در تهران روی صحنه برده بود، امسال نیز قرار است همین روند را دنبال کند و در تهران و شهرستان به اجرای برنامه بپردازد. او در اینستاگرام 142 هزار نفر دنبال کننده دارد و پیگیر 54 نفر نیز هست. عکس های علیزاده در کنار تخت «مرتضی پاشایی» در روزهایی که این خواننده اوضاع نامساعدی داشت، از جمله جنجالی ترین عکس هایی بود که در شبکه های اجتماعی منتشر شد.

12- رضا یزدانی- 144000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
خواننده آلبوم «خاطرات مبهم» تقریبا تمام اخبار رسمی اش را از طریق صفحه خود در اینستاگرام منتشر می کند. سلفی های گاه و بیگاهش با «علی اوجی» و برخی بازیگران سینما از دیگر تصاویری است که در این صفحه رونمایی می شوند و البته این خواننده علاقه زیادی نیز به انتشار تصاویر گرافیکی در پیج شخصی اش دارد که از سوی طراحان مختلف و حتی دوستدارانش برای انتشار در این صفحه برای وی فرستاده می شود. یزدانی حدود 138 هزار طرفدار در اینستاگرام دارد.

13- امید حاجیلی- 108000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
او بمب انرژی است. کنسرت هایش به قدری پرهیجان و سرشار از انرژی مثبت است که کمتر کسی ناراضی از کنسرت های او بیرون می آید. امید حاجیلی که با لقب هایی چون «حاجیلیتو» و «بمب انرژی» از او یاد می شود، معمولا عکس هایی جالب و خبرساز را در صفحاتش به اشتراک می گذارد و دنبال کننده 711 نفر نیز هست. حاجیلی جزو مودب ترین و باسوادترین خواننده های حوزه موسیقی پاپ در کشور است.

14- محسن چاوشی- 69600

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
محسن چاوشی شاید کم کارترین خواننده پاپ در اینستاگرام باشد. عمده عکس های این خواننده به پسرش «زانکو» تعلق دارد و در این بین برخی اوقات نیز با انتشار تصاویری از خود، باعث شده اینستاگرامش سوت و کور نباشد و بتواند حدود 66 هزار عضو را به خود بگیرد. اینستاگرام در چاوشی منبع عکس های جدید این خواننده است تقریبا تمام تصاویر اختصاصی او از این صفحه منتشر می شوند. او تاکنون کلا 50 عکس را در صفحه اش منتشر کرده و تنها 14 نفر را پیگیری می کند که در نوع خودش رکوردی محسوب ممی شود.

15- مهدی یراحی- 179000

 

اخبار,اخبار فرهنگی ,پرطرفدارترین خواننده های ایرانی

 
مهدی یراحی که پس از انتشار آلبوم موفق «امپراطور» توانست تندیس برترین آلبوم پاپ سال 1392 را در دومین جشن سالانه موسیقی به دست آورد، هم جزو خواننده های فعال اینستاگرام است. یراحی این روزها در صدد انتشار سومین آلبومش به نام «مثل مجسمه» است که در این اثر با چهره های مطرح موسیقی پاپ چون «هومن نامداری»، «آرون حسینی»، «رستاک حلاج» و... همکاری داشته. یراحی در اکثر پست های اخیرش به دوستدارانش وعده نزدیک بودن انتشار آلبومش را داده است. مهدی یراحی 60 نفر را در صفحه اینستاگرامش دنبال می کند که به «محسن یگانه»، «علیرضا افکاری»، «آرش پاکزاد»، «احسان خواجه امیری» و «رضا صادقی» می توان اشاره کرد.

 

 منبع :اخبار فرهنگی - مجله آهنگ ایده آل

دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: 09:21 :: نويسنده : iran60

اس ام اس های تبریک ماه مبارک رمضان

آمد رمضان هست دعا را اثري
دارد دل من شور و نواي دگري
ما بنده عاصي و گنهكار توييم
اي داور بخشنده بما كن نظري

 

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت

کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشي او تسبيح،

عمل وي پذيرفته شده

و دعاي او مستجاب است."

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

فرا رسيدن ماه ضيافت الهي بر شما و خانواده محترم مبارک باد

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمي

توفيق خدايا، تو ز ما سلب مفرما

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

شد باز در رحمت خالق به روي خلق

چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا

مژده که شد ماه مبارک پديد

 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

 

به عاصيان وعده ي رحمت رسيد

ماهي سرشار از برکت و رحمت و عبادت هاي پذيرفته شده

برايتان آرزومندم

 

منبع : بیتوته

دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: 09:10 :: نويسنده : iran60
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران